یکی از مهمترین نیازهای افراد تصمیم گیری در رابطه با موضوعات مختلف است، به علت وجود گزینه ها و راهکارهای مختلف در مورد یک موضوع، انسانها ناگزیر از تصمیم گیری هستند با توجه به اصل مطلوبیت با انتخاب گزینه بهتر در جهت حداکثرساختن مطلوبیت خود اقدام به تصمیم گیری می نمایند.

بیش از صد سال است که مدیریت مالی به عنوان یک رشته علمی دستخوش تحولات عمده ای شده است و هرروز گسترش بیشتری پیداکرده وحوزه های مختلف آن به صورت تخصصی تر درآمده و به نقش خود در سازمانها ادامه می دهند.در سده های گذشته شرکتهای تولیدی صنعتی مقادیر زیادی کالا به طور انبوه تولید کرده و سودهای کلانی بردند این امر باعث شد مسائل برنامه ریزی و کنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گیرد و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری درآمده و عده زیادی ازمدیران روزانه وقت خود راصرف اداره سرمایه در گردش نمایند.از دیدگاه مدیران مالی مدیریت سرمایه در گردش یک مفهوم ساده وروشن است که از توانایی شرکت در درک تفاوت بین دارایی ها و بدهی های کوتاه مدت اطمینان می دهد .نگهداری سطح مطلوب وجه نقد برای پرداخت بدهیهادال براهمیت سرمایه در گردش می باشد هرگونه تصمیمی در بخش مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ شود اثرات شدیدی برروی بازده عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتاً ثروت سهامداران خواهد شد.(شباهنگ،1381)

گسترش روز افزون فعالیتهای تجاری موجب گردیده است که مناسبات مالی ،فرایندها وشیوه های مدیریت علی الخصوص مدیریت مالی سازمانها ،هر دم پیچیده تر شود.چنین است که تداوم فعالیت شرکتها وبنگاه های اقتصادی راباید در داشتن منابع مالی کافی جستجو کرد. بدون دسترسی به منابع مالی کافی و مدیریت صحیح این منابع که با بهره گیری از سازوکارهای مختلف میسر میگردد، بسیاری از این فعالیتها یا به اجرا در نمی آید ویا اینکه عملیات و فعالیتها ،کارا واثر بخش نخواهد بود ودر نتیجه تحقق هدفها میسر نمیشود .

تحولات پیاپی وسریعی که در قلمرو فعایت شرکتها وانواع واحدهای اقتصادی رخ داده ودر حال وقوع است، اهمیت مدیریت مالی وبه تبع آن آگاهی از روشهای علمی در این رشته را بیش از پیش ضروری ساخته است.(رهنمای رودپشتی، 1387)

نقش اطلاعات مالی در تصمیم گیری مدیریت یکی از عوامل مهم نیاز به علم مدیریت مالی می باشد ،اغلب تصمیمات مدیریت ،تبعات مالی دارد.این امر فراگیری روش های مناسب را جهت تدارک اطلاعات مالی ضروری می سازد.فراگیری اصولی ومنطقی سازوکارها وروش ها وابزارهای تهیه و تدارک اطلاعات مالی به شکل سازمان یافته ورسمی که درحقیقت همان آموزش فنون مدیریت مالی وبه تعبیر بعضی از صاحبنظران ،علم مالی است، آنچنان اهمیتی یافته است ، که بی توجهی به آن سلامت اقتصادی خانواده ، بنگاه و جامعه را به خطر می اندازد.(نیکومرام وهمکاران،1389)

در تحقیق حاضر که در حوضه مدیریت مالی انجام شده است سعی برآن است تا با استفاده از مفاهیم و تئوری های مدیریت مالی و مطالعات کتابخانه ای اثر ویژگیهای خاص شرکت از جمله نسبت کل بدهی به کل داراییها، نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سهام، نسبت Qتوبین و نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری سهام را بر مدیریت سرمایه در گردش در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.

نقش اطلاعات مالی در تصمیم گیری مدیریت یکی از عوامل مهم نیاز به علم مدیریت مالی می باشد ،اغلب تصمیمات مدیریت ،تبعات مالی دارد.این امر فراگیری روش های مناسب را جهت تدارک اطلاعات مالی ضروری می سازد.فراگیری اصولی ومنطقی سازوکارها وروش ها وابزارهای تهیه و تدارک اطلاعات مالی به شکل سازمان یافته ورسمی که درحقیقت همان آموزش فنون مدیریت مالی وبه تعبیر بعضی از صاحبنظران ،علم مالی است، آنچنان اهمیتی یافته است ، که بی توجهی به آن سلامت اقتصادی خانواده ، بنگاه و جامعه را به خطر می اندازد.(نیکومرام وهمکاران،1389)

 

 

در تحقیق حاضر که در حوضه مدیریت مالی انجام شده است سعی برآن است تا با استفاده از مفاهیم و تئوری های مدیریت مالی و مطالعات کتابخانه ای اثر ویژگیهای خاص شرکت از جمله نسبت کل بدهی به کل داراییها، نسبت بدهی بلند مدت به حقوق صاحبان سهام، نسبت Qتوبین و نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری سهام را بر مدیریت سرمایه در گردش در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.

صورت­های مالی مبنای اصلی تصمیم­گیری اقتصادی استفاده­کنندگان از این صورت­هاست. این صورت­ها جهت ارزیابی گذشته و حال و همچنین پیش­بینی آینده واحد تجاری مورد استفاده قرار می­گیرند، ولیکن زمانی که محیط فعالیت واحد تجاری دارای عدم اطمینان زیاد باشد، قابلیت پیش­بینی وضعیت آتی با مشکلاتی روبرو می­شود. عدم اطمینان محیطی شامل نوسان­پذیری سودهای گزارش شده­ی سازمان­هاست و این عدم اطمینان محیطی منجر به عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهامداران خارجی می­شود. مدیران واحدهای تجاری که در یک محیط دارای عدم اطمینان زیاد فعالیت می­کنند این انگیزه را دارند که چنین نوساناتی را از طریق هموارسازی سودهای گزارش شده کاهش دهند. حجم قابل ملاحظه­ای از ادبیات آموزشی انگیزه­های مدیریت برای هموارسازی سود را نشان می­دهد. فرضیه هموارسازی سود برای اولین بار در سال 1953 توسط هپ­ورث مطرح گردید و سپس در سال 1964 توسط گوردن توضیح داده شد. او برای این مسئله چهار فرض را پیشنهاد کرد که به شرح زیر هستند:

1- معیار انتخاب روش­های حسابداری توسط مدیران، حداکثر کردن مطلوبیت و رفاه مدیریت است.

2- مطلوبیت مدیریت با امنیت شغلی او، نرخ رشد پاداش و نرخ رشد اندازه شرکت رابطه­ی مستقیم دارد.

3- کسب اهداف مطروح در فرض 2 بستگی به رضایت سهامداران نسبت به عملکرد شرکت دارد.

4- برای اینکه مدیران به اهداف خود برسند، رضایت صاحبان سهام نسبت به رشد سود شرکت (یا نرخ متوسط بازده حقوق صاحبان سهام) و ثبات سود ضروری است.

بنابر این مفروضات مدیران جهت رسیدن به اهداف خود اولا، باید سود گزارش شده را در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری هموار کنند و ثانیا، باید نرخ رشد سود را هموار سازند (هرو و برتون، 2000).  هموارسازی سود یک حالت خاص از مدیریت سود است که در آن مدیران نوسانات سودهای گزارش شده­ی جاری را به منظور رسیدن به یک سود پایدار هموار می­کنند (بیدلمن، 1973).

در گام بعدی به منظور بررسی بیشتر، این سوال پیش می­آید که آیا بین بازده سهام و هموارسازی سود در شرایط عدم اطمینان زیاد، رابطه­ی مثبت و معناداری وجود دارد یا خیر؟ پیش فرض اصلی بدین گونه است که با  هموارسازی سود برای شرکتهایی که در محیط دارای عدم اطمینان زیاد فعالیت می­کنند، بازده سهام افزایش می­یابد. هموارسازی سود در این تحقیق، با رتبه­بندی معکوس نتایج حاصل از ضریب همبستگی بین تغییرات در اقلام تعهدی اختیاری و تغییرات در سود قبل از اقلام تعهدی اختیاری اندازه­گیری می­شود. برای اندازه­گیری عدم اطمینان محیطی نیز از ضریب تغییرات فروش استفاده می­شود. سپس این مقادیر به عنوان متغیر مستقل در مدل اصلی مورد استفاده قرار می­گیرند.

در این تحقیق فرضیه­ای به صورت زیر مطرح می­شود:

۱- بین بازده­های سهام و هموارسازی سود برای شرکتهایی که در محیط دارای عدم اطمینان بالا فعالیت می­کنند رابطه­ی مثبت قوی­تری وجود دارد.

بدین ترتیب در این تحقیق سعی شده است، اثرات هموارسازی سود بر روی رفتار بازده سهام شرکتهای فعال در محیط دارای عدم اطمینان زیاد  بررسی گردد.

     1-2- بیان مساله و تشریح موضوع 

سود یکی از اساسی­ترین عناصر صورت­های مالی است که همواره مورد توجه قرار گرفته است و از آن به عنوان معیاری برای ارزیابی تداوم فعالیت، کارآیی و بازنگری ساختار قراردادهای نمایندگان واحد اقتصادی یاد می­شود. سود گزارش­شده، تحت تاثیر روش­های مختلف پذیرفته شده­ی حسابداری قرار می­گیرد. به دلیل متغیر بودن شرایط محیط فعالیت واحد تجاری، سود گزارش شده تحت تاثیر عدم اطمینان محیطی قرار می­گیرد و طی دوره­ها نوسان پیدا می­کند. در واقع عدم اطمینان محیطی به عنوان غیرقابل پیش بینی بودن اعمال مشتریان، فروشندگان، گروه­های رقابتی و نظارتی تعریف می­شود (گاوینداراجان، 1984). عدم اطمینان محیطی زیاد، ریسک دقت ارزیابی سودهای آتی را افزایش می­دهد و به این ترتیب، انگیزه­ای برای مدیران ایجاد می­کند که از گزارشهای پیش­بینی به منظور کاهش نوسانات استفاده کنند تا از این طریق بتوانند قابلیت پیش­بینی بالاتری برای سودهای جاری فراهم کنند (گوش و السن، 2008). برای اجتناب از نوسانات زیاد سود که ممکن است سرمایه­گذاران را نسبت به آینده شرکت بدبین کند، معمولا مدیران با استفاده از روش­هایی اقدام به هموارسازی سود می­کنند. هموارسازی سود عبارت است از هماهنگ کردن آگاهانه­ی سود برای دست­ یابی به یک روند یا سطح مورد نظر. این امر به دلایل مختلف در شرکت­ها صورت می گیرد و استفاده­ی به موقع و مناسب از آن می­تواند کمک مناسبی در فرایند مدیریت سود در شرکت داشته باشد. دو دیدگاه کلی در زمینه­ی استفاده از هموارسازی سود وجود دارد. از یک سو، مدیران معتقدند که سرمایه­گذاران برای سهامی که روند سوددهی آن نوسان کم­تری دارند ارزش بیش­تری قائل هستند در نتیجه، این موضوع ریسک سرمایه گذاری آن­ها را کاهش می­دهد. از سوی دیگر از دیدگاه برخی نظریه­پردازان حسابداری این کار به جای افشای اطلاعات به پنهان­سازی آن پرداخته و از نظر حسابداری صحیح نیست. حجم قابل ملاحظه ای از ادبیات آکادمیک گرایش مدیریتی به هموارسازی سود را مستند کرده است (بوکمستر، 2001). هموارسازی سود یک حالت ویژه از مدیریت سود است که در آن مدیران نوسانات سودهای گزارش شده را هموار می­کنند تا به یک سود پایدار برسند (بیدلمن، 1973).

این تحقیق پاسخ بازار سهام را به هموارسازی سودها برای شرکتهایی که در یک محیط دارای عدم اطمینان زیاد فعالیت می­کنند بررسی می­کند. در تحقیق حاضر، ما هموارسازی سود را با استفاده از رتبه­بندی معکوس نتایج حاصل از همبستگی منفی بین تغییرات  اقلام تعهدی اختیاری و تغییرات سود قبل از اقلام تعهدی اختیاری اندازه­گیری می­کنیم، همانطور که قبلا توسط تاکر و زاروین (2006) انجام شد. این تحقیق مستند می­کند که قیمت جاری سهام، بیشتر اطلاعات درباره سودهای آینده را برای شرکتهایی که در یک محیط دارای عدم اطمینان زیاد فعالیت می­کنند در بر دارد. بنابراین از دیدگاه ارزش اطلاعاتی هموارسازی سود حمایت می­شود. بررسی تجربی ارتباط بین بازده های سهام و هموارسازی سود متناسب با عدم اطمینان محیطی، به متغیرهای عملیاتی هموارسازی سود و عدم اطمینان محیطی نیاز دارد. برای محاسبه عدم اطمینان محیطی نیز از ضریب تغییرات فروش به عنوان معیاری برای این شرایط استفاده شده است. سپس مقادیر معیارهای مربوط به هموارسازی سود و عدم اطمینان محیطی در مدل اصلی مورد استفاده قرار می­گیرند.

  1-3- سؤالات تحقیق

این تحقیق به طور خاص به دنبال یافتن پاسخ هایی برای سوالات زیر است:

    1. آیا بین هموارسازی سود متاثر از عدم اطمینان محیطی و بازده سهام شرکت­های هموارساز رابطه معناداری وجود دارد؟ اگر رابطه معناداری وجود دارد این رابطه چگونه و تا چه اندازه­ای است؟

 

      1-4- فرضیه ها ی تحقیق

   نتایج و قواعد حاصل از فرض ها را که با استفاده از روابط و دلایل منطقی از یک پدیده بدست آمده، فرضیه می­گویند. فرضیه از سوالات تحقیق آشکار می شود. با توجه به سوالات این تحقیق، فرضیه­ای به صورت زیر مطرح می شود:

۱- بین بازده­های سهام و هموارسازی سود برای شرکتهایی که در محیط دارای عدم اطمینان بالا فعالیت می­کنند رابطه­ی مثبت قوی­تری وجود دارد.

      1-5- اهداف تحقیق

از آنجایی که هدف اصلی گزارشگری مالی، فراهم کردن نیازهای اطلاعاتی سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان است، بنابراین با بررسی گزارش های سالانه شرکت ها می توان از تاثیر هموارسازی سود متاثر از عدم اطمینان محیطی بر بازده سهام آگاه گردید و راهکارهایی برای ارائه گزارش های مالی مناسب ارائه نمود.

هدف اصلی این تحقیق بررسی تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتهایی است که در محیط دارای عدم اطمینان زیاد فعالیت می­کنند. همچنین بسط مبانی نظری در ارتباط با موضوع تحقیق را می­توان به عنوان هدف آرمانی این تحقیق دانست. از طرفی با توجه به تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام می­توان پیشنهاداتی به شرکت­ها ارائه کرد که برای رسیدن به مقدار ریسک و بازده موردنظرشان می­توانند از روشهای دیگری غیر از هموارسازی سود نیز استفاده کنند.

      1-6- روش انجام تحقیق

تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی– همبستگی می باشد (در تحقیق توصیفی از نوع همبستگی، محقق به بررسی روابط بین دو یا چند متغیر می پردازد). به طور خلاصه، روش انجام تحقیق حاضر به صورت گام های زیر می باشد:

    1. در ابتدا از بین شرکت های فعال در بورس تهران، شرکت های دارای ملاحظات مدنظر انتخاب می شوند.
    1. پس از انتخاب شرکت ها براساس ملاحظات مدنظر، داده های مالی مورد نیاز برای اجرای مدل های ارائه شده در طرح با مراجعه به منابع مربوطه جمع آوری می گردد.
    1. سپس شاخص های مورد نیاز از قبیل هموارسازی سود، عدم اطمینان محیطی و… بر اساس مدل های تحقیق مورد محاسبه قرار می گیرند.
    1. در ادامه از طریق تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه، پارامترهای مدل برآورد شده و در آخر براساس پارامترهای برآوردی نسبت به تایید یا رد فرضیه ها اقدام خواهد شد.

به منظور گردآوری داده­های مورد نیاز تحقیق، از اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده می­شود. سپس از بین داده­های گردآوری شده، نمونه  موردنظر انتخاب می­شود. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است و از رگرسیون چند متغیره برای تحلیل داده­ها و آزمون فرضیه­ها استفاده می­شود.