«هو ایجاد ما یحصل التلف عنده لکن بعله اخری اذا کان السبب مما یتوقع معه عله التلف بأن یکون وجودها معه کثیر».[۲۱]

سبب، ایجاد چیزی است که تلف با وجود آن حاصل می­شود، اما علّت وقوع آن چیز دیگری است، مشروط به اینکه سبب از اموری باشد که انتظار وقوع علّت تلف با آن وجود داشته باشد به اینکه همراه­بودن علّت با سبب فراوان باشد؛ به عبارت دیگر به شأن و موقعیت سبب توجه می­شود. اگر وضعیت سبب به نحوی باشد که در اکثر موارد علّت زیان محقق شود، سبب باعث ضمان است، اما اگر وضعیت سبب به گونه­ای باشد که حادث­شدن ضرر در هنگام وجود سبب نادر باشد، سبب ضامن نیست. در پایان شهید اول در دروس­الشرعیه در تعریف سبب می­فرماید:

«انه ایجاد ملزوم العله».[۲۲]

سبب ایجاد فعلی است که با علّت ملازمت داشته باشد.

منظور شهید از ملزوم علّت، امری است که علّت بدون آن مؤثر واقع نمی­شود.

با دقت نظر در این تعریف­ها، فقها میان سببی که در ایجاد تلف مسئولیت دارد و سببی که تأثیری در تحقق تلف نداشته تفکیک قائل شدند. به این ترتیب سببی موجب مسئولیت است که مؤثر در ضرر و تلف باشد.[۲۳]

    1. مسئولیت به نحو اطلاق (عدم وجود ضابطه)

برخی دیگر از فقها معتقدند تسبیب مطلقاً موجب مسئولیت مدنی است و در پی ضابطه­ای برای یافتن سببِ مسئول­بودن بی­فایده است. راه شناخت مسئولیت سبب رجوع به روایات راجع به سببیّت می­باشد. هرجا دلیلی بر مسئولیت سبب وجود داشته باشد باید به آن عمل کرد. برای این امر باید موضوع دلیل را خوب شناخته و با تنقیح مناط و الغای خصوصیت دایره­ی موضوع را بر مصادیق خارجی آن منطبق نمود. صاحب جواهر در کتاب غصب نظر خود را این­گونه بیان می­کند:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

«فالتحقیق حینئذ کون المدار علی المستفاد من النصوص المزبورۀ و غیرها مما صرح فیها بالضمان به و التعدیه منه الی مشابهه فی ذلک بالاجماع أو بفهم عرفی ینتقل منه».[۲۴]

آنچه از تحقیق در خصوص مسئولیت سبب در نصوص و غیر آن به دست می­آید، تصریح به ضمان و تعدی از آن به موارد مشابه بر مبنای اجماع یا فهم عرفی است.

صاحب جواهر پس از ذکر تعاریف فقها از سبب در ادامه می­گوید:

«و الاصل البرائه­ فیما لایضاف الیه الاتلاف حقیقه، و لایندرج فی الامثال المذکوره».[۲۵]

اگر اتلاف حقیقی صدق نکند و موضوع از موارد مذکوره در روایات یا موارد مشابه آنها نباشد حکم به ضمان نمی­شود و اصل برائت جاری شده و حکم آن عدم مسئولیت است.[۲۶]

محقق حلی در شرایع در خصوص مسئولیت سبب می­گوید:

«لو سلم ولده لمعلم السباحه فغرق بالتفریط ضمنه فی ماله لأنه تلف بسببه».[۲۷]

اگر فردی فرزند خود را به معلم شنا بسپارد و در اثر تفریط وی غرق شود، معلم از مال خود ضامن است؛ زیرا تلف به واسطه­ی او صورت گرفته است.

صاحب جواهر در شرح این عبارت محقق می­گوید:

«بل ربما ظهر من اطلاق عبارتی الارشاد و اللمعه ضمانه مطلقاً، بل عن حواشی الشهید أن المنقول الضمان سواء فرط أو لم یفرط».[۲۸]

از اطلاق عبارات کتاب ارشاد و لمعه آشکار می­شود که معلم شنا در هر حال ضامن است، بلکه از حواشی شهید بر کتاب نیز به دست می­آید که روایت نقل شده نیز ضمان را مطلق می­داند چه اینکه تفریطی صورت گرفته باشد یا نه.

با توجه به این دیدگاه صاحب جواهر، ایشان نظریه­ی ضمان به نحو اطلاق را می­پذیرد.[۲۹]

بر اساس این نظر برای تعیین سبب مسئول لازم نیست که دنبال ضابطه­ای بود. بر این مبنا با استناد به نصوص و مصادیق روایات و انطباق آن بر مصادیق خارجی مسئولیت سبب احراز می­شود.

[۱]- فرهنگ فارسی معین، مدخل سبب.

[۲]- آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، چاپ اول، تهران، نشر نی، ۱۳۷۹، ص ۲۷۴٫

[۳]- لغت­نامه ی دهخدا، مدخل سبب.

[۴]- خلیل جر، فرهنگ لاروس، ترجمه­ی سید حمید طبیبیان، چاپ یازدهم، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۱۱۶۴٫

[۵]- حسن انوری، فرهنگ روز سخن، چاپ اول، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۸۳، ص ۶۶۶٫

[۶]- احمد سیّاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه­ی المنجد)، چاپ هجدهم، ­تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۶۶۵٫

[۷]- ابن­­منظور، لسان­ا­لعرب، بیروت، لبنان، دارلسان­العرب، بی­تا، ج ۲، ص ۷۸٫

[۸]- حج، آیه­ی ۱۵ (تا می­تواند خود را با سببی به آسمان برساند).

[۹]- کهف، آیه­ی ۸۴ (ما او را در زمین قدرت بخشیدیم و از هر چیز سببی به او دادیم).

[۱۰]- غافر، آیه­ی ۳۷ (وسایل [بالا رفتن به] آسمان‏ها).

ارسال شده دردسته‌هاحقوق ویرایش

پاسخ دهید

واردشده به عنوان edame. بیرون رفتن؟

جای پای اکولوژیکی
میزانسنج یا بارومتر پایداری
انتخاب ویژه یا آزمون‌وخطای معرفها
چهارچوب فشار وضعیت موجود – واکنش
رویکرد اندام‌وار یا سیستمی (Bossel, 1999:13-14)
از میان رویکردهای ذکرشده، رویکرد سیستمی از جایگاه خاصی برخوردار است چراکه نگرش این روش به پایداری توسعه همان دیدگاهی است که پایداری به توسعه دارد. یعنی کل‌نگری و همه‌جانبه نگری و در نظر گرفتن تمام ابعاد مسئله. از طرف دیگر در این رویکرد عنصر اصلی پایداری هر سیستمی، «تعادل» بیان‌شده است. همین عنصر برای توسعه پایدار نیز یک اصل کلیدی محسوب میشود. تا تعادلی نباشد، پایداری هم وجود نخواهد داشت. به عبارتی لازمه پایداری تعادل است. بنابراین این رویکرد بادید سیستمی به توسعه پایدار میتواند تعادل یا عدم تعادل توسعه را شناسایی و ارزیابی کند.
شبیهسازی سیستمی در برنامهریزی توسعه پایدار روستایی:
سیستمهای ساخته دست و فکر بشر،(مانند روستاها) در طول زمان رشد و توسعه‌یافته‌اند و به‌نوبه خود مسائل و مشکلات مختلفی را هم ایجاد نمودهاند. لذا برای حل مسائل و مشکلات و به‌منظور شناخت و بهبود عملکرد و تصمیمگیری در مورد سیستمها، روشها و تکنیکهای متفاوتی بهوجود آمدهاند. تجزیه‌وتحلیل ریاضی، مشاهده عینی و تجربی و فنون مختلف پژوهش عملیاتی را میتوان نمونهای از این روشها دانست. یک نوع از روشهای بسیار مؤثری که برای بررسی وضعیت کنونی سیستم، بهبود عملکرد آن و غلبه بر ناتوانیای که اصطلاحاً الوین تافلر، “شوک آینده” مینامد، بهوجود آمده، شبیه‌سازی است(قبادی، ۴۰:۱۳۸۵). شبیه‌سازی‌ درواقع فرآیند طراحی‌ مدلی‌ از سیستم‌ واقعی است؛ که با ‌انجام‌ آزمایشها با استفاده از این‌ مدل و‌ باهدف‌ پی‌بردن‌ به‌ رفتار سیستم‌، یا ارزیابی‌ استراتژیهای‌ گوناگون،‌ در محدوده‌ای‌ که‌ به‌وسیله‌ معیار و یا مجموعه‌ای‌ از معیارها اعمال‌شده، برای‌ عملیات‌ سیستم‌، صورت ‌می‌گیرد(شانون، ۲۰:۱۳۸۰).
دلایل استفاده از شبیهسازی:
شبیهسازی، تکنیکی کمّی است که از آن برای مطالعه و ارزیابی گزینههای گوناگون استفاده میشود. این کار، از طریق مدلسازی سیستم واقعی و اجرای آزمایش‌ها بر روی مدل، به‌منظور پیشبینی رفتار آینده، سیستم امکان‌پذیر است. دلایل استفاده از شبیهسازی را میتوان به‌صورت گزارههای زیر خلاصه کرد:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

  1. استفاده از مدلهای تحلیلی درزمینه ارزیابی و بهبود فرآیند تولید پایگاههای اطلاعات امکان‌پذیر نیست.
  2. هنگام استفاده از شبیهسازی، چهارچوب ساختاری مدل، به‌راحتی قابل تغییر است و به سؤالات مختلف درباره اینکه “اگر سیستم واقعی چنین شود، چه پیش خواهد آمد؟” به‌راحتی پاسخ داده میشود. این خصوصیت شبیهسازی در مورد مراکزی که در محیطی پویا و متلاطم با متغیرهای در حال تغییر مداوم، بسیار مؤثر است.
  3. چنانچه هزینه اعمال تغییرات پیشنهادی زیاد باشد، شبیهسازی میتواند بسیار مفید بوده و حتی در مواردی که هنوز سیستم در عمل خلق نشده و فقط درباره روابط نظری آن اطلاعاتی در دسترس است، این ابزار تنها راهحل است.
  4. در شبیهسازی، امکان فشردهسازی زمان وجود دارد.
  5. تشریح مدلهای پیچیده ریاضی فعالیتهای مرکز، برای مدیران غیرحرفهای در مدلسازی ریاضی، زمانبر و مشکل است. درحالی‌که تشریح مدل شبیهسازی فعالیتهای مرکز، به‌سادگی امکانپذیر بوده و به زمان بسیار کمی نیاز دارد(رنجگری، ۱۳۷۷: ۲۹).

موارد استفاده از شبیهسازی:
شبیهسازی زمانی استفاده میشود که به‌علت پیچیدگی سیستم موردنظر،‌ استفاده از روشهای تحلیلی غیرعملی است. ازاین‌رو روشهای مطالعه سیستم از طریق شبیهسازی مطرح میشود. غالباً پیچیدگی موجود در سیستمهای واقعی به‌صورت اشکال زیر نمود پیدا میکند:

  1. حالت عدم اطمینان در سیستم؛ شبیهسازی، مکانیزمی منصف و سودمند را برای غلبه بر عدم اطمینان فراهم میآورد؛ بدون آنکه محدودیتی برای سیستم ایجاد کند.
  2. مکانیزم‌های بازخورد؛ رفتارهای انجام‌شده و تصمیمات اتخاذشده در یک مرحله از یک فرآیند، قسمتهای دیگر فرآیند را به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار میدهد و شناسایی این اثرات و علل آن، بسیار ضروری است.
  3. رفتار پویا؛ رفتار سیستم در طول زمان ثابت نیست و متغیرهای اصلی موجود، همانند بهرهوری نیز در طول زمان متغیرند. برای تشخیص علّت تغییرات و کنترل آن، بایستی از مدل پویا و متناسب با تغییرات، استفاده شود(گلزار ادبی، ۱۳۸۵: ۲۱).

همان‌طور که گفته‌شده یکی از موارد استفاده از شبیهسازی، رفتار پویا در سیستمهاست. توسعه روستایی به‌عنوان یک سیستم باز دارای چنین رفتاری است. چراکه دائماً در حال تغییر و تحول است. حال برای ارزیابی پایداری این سیستم باید از تکنیکی استفاده شود که بتواند زمان را در مدلسازی دخیل دهد. یعنی توانایی بررسی تغییرات ناشی از تعامل متغیرها و شناسایی رفتارهای آتی آن‌ها را در دروههای زمانی مختلف مورد داشته باشد. بهترین تکنیک برای این امر سیستم داینامیک است.
سیستم داینامیک:
یکی از قدرتمندترین و بصریترین ابزارهای شبیهسازی سیستم داینامیک است. سیستم داینامیک روشهای مناسبی برای شناسایی الگوی رفتاری سیستم در پرتو تفکر سیستمی، معرفی مینماید و بعلاوه کاربردهای متنوعی در تحلیل سیستمها (بخصوص سیستمهای اجتماعی، اقتصادی، فنی مهندسی، سیاسی، فرهنگی اجتماعی و …) را ارائه میدهد(قبادی، ۴۱:۱۳۸۵). علیرغم اهمیت فراگیری این دانش در حوزه تحلیل سیستمها، این نام تقریباً در ایران شناخته‌شده نیست.
در مطالعات پویاییهای سیستم باید هفت مرحله تعریف مسئله، مفهومسازی مدل، فرمول‌بندی مدل، شبیهسازی، ارزیابی برای تدوین مدل‌ها، تحلیل سیاستها و استفاده از مدل را موردتوجه قرارداد. در فرایند تدوین مدل سیستم داینامیک از آغاز تا پایان داشتن درک صحیحی از سیستم و مسائل آن ضرورت دارد و درواقع از ادراک سیستم آغاز و با ادراک سیستم پایان مییابد(حمیدی زاده، ۳۶:۱۳۷۹).
شکل ۲-۷: مراحل مدل‌سازی در سیستم داینامیک
به‌جرئت میتوان گفت که بهترین راه نظم بخشیدن به واکنشهای صحیح و سریع به مسائل سیستمها، ثبت و بررسی نقاط مهم عملکردی سیستمها، به شکل سناریویی از آینده است که رفتار گذشته و حال سیستم را ملاک قرار میدهد. ثبت این سناریو نیازمند بهرهگیری از دانش و تکنیکی است که با بهرگیری از نگرش سیستمی، مشکلات را به‌درستی شناسایی و در جهت حل معضلات پیش‌آمده سریعترین و صحیحترین واکنش را نشان میدهد. این دانش سیستم داینامیک یا پویایی سیستمها نام دارد مه ابتدا توسط فارستر[۲۰]مطرح گردید(قبادی، ۴۰:۱۳۸۵). توانایی این تکنیک به حدی است که میتوان با بهرهگیری از آن مسائل مختلف ساده و پیچیده را مدل‌سازی کرد و تغییر ناشی از تعامل متغیرها و شناسایی رفتارهای آتی آن‌ها را در دورههای زمانی مختلف موردبررسی قرارداد.
مدل‌سازی در سیستم داینامیک در سه مرحله کلی به شرح زیر انجام میشود(حمیدی زاده،۳۵:۱۳۷۹):
نمودارهای علّی – حلقوی
نمودارهای جریان
معادلات ریاضی
پویاییهای سیستم بر ساختار و رفتار سیستمهای متکی است که از حلقههای بازخوردی مرتبط تشکیل‌شده‌اند. نمودارهای علّی – حلقوی و جریان مدل‌سازی پویا شیوه سادهای برای نمایش ساختارهای حلقوی پیش از تدوین معادلات سیستم است. نمودارهای جریان مشتمل بر متغیرهای نرخ، سطح، کمکی و عناصر ثابت و یک سری آزمونها، عملیات و دستورالعملها است که برای شبکهای منسجم از مباحث مدیریت، اقتصاد، مالی و صنایع سازمان‌دهی شده است. نمودارهای علّی- حلقوی به شناسایی حلقههای اصلی بازخوردی میپردازد و به تمییز بین ماهیت متغیرهای مرتبط کاری ندارد. نمودارهای علّی- حلقوی در پویایی سیستم دو نقش مهم ایفا میکنند(حمیدی زاده،۳۵:۱۳۷۹):
در طول تدوین مدل، به‌صورت ساختار مقدماتی فرضیههای علّی به مدل‌سازی کمک میکند.
تصویر ساده‌ای از مدل ارائه میدهند.
معادلات ریاضی در طول زمان برای تبیین و پیشبینی متغیرهای مدل و شناسایی رفتار آن‌ها یا یکدیگر مورداستفاده قرار میگیرند.
جمعبندی و نتیجهگیری:
توسعه و پیشرفت لازمه زندگی ادمی است و او از آغاز آفرینش سعی نموده تا با تفکر و اندیشه که تنها وجه تمایز او با سایر جانوران است، پستی و بلندیهای مسیر زندگیاش را هموار کرده و همواره به جلو گام بردارد. این وضع او را تا انقلاب صنعتی پیش آورد و از آنجا بود که اولین گامهای خود را برای زیاده خواهی از طبیعت برداشت و این حرکت ادامه یافت تا در اواسط نمیه دوم قرن بیستم، افزایش جمعیت، بهرهگیری بی حد و حصر از منابع، آلودگیهای محیطی، فقز، نابرابری و خطر محیطزیست، اندیشه ادمی را به سوی رهیافتی جدید به نام توسعه پایدار، در حمایت از محیط زیست سیر داد.این رهیافت با حوزه گستردهای که در سطوح مختلف جهانی، ملی و منطقهای شامل میشود با توجه عمیق خود به انسان سعی دارد که حق آیندگان را به امروزیها بشناساند و استفاده بهینه از منابع را برای پایداری زندگی در این کره خاکی توصیه نموده و چگونگی دستیابی به توسعه پایدار انسان مدار را یادآور شود.
در یک جمع بندی می توان بیان داشت که مفاهیم مختلفی از پارادایم توسعه پایدار ارائه شده است . اصطلاح توسعه پایدار را اولین بار کمیسیون جهانی محیط‌زیست و توسعه ارائه داد، توسعه پایدار را به‌عنوان توسعه تعریف کرد که نیازهای نسل فعلی را بدون ایجاد اشکال در توانایی نسلهای آینده در برآوردن احتیاجات خود تأمین میکند. به طور خلاصه میتوان گفت توسعه پایدار همواره در مباحث خود به موارد ذیل تأکید دارد:

یزید بن حُجَیّه

او از یاران امیرمؤمنان علی(علیه السلام) است که در جنگ‏های حضرت امیر(علیه السلام)، ایشان را همراهی کرده است.[۴۰۳] امیرالمؤمنین(علیه السلام) در جریان حَکمیّت، او را از جمله شاهدان بر حکمیتْ قرار داده بود.[۴۰۴]
حضرت امیر(علیه السلام) او را بر حکومت ری و دَستَبَی[۴۰۵] گمارد. امّا یزید، راه خیانت در پیش گرفت و به گفتۀ ابن اثیر، سی هزار درهم از بیت المال را برای خود برداشت. امیرالمؤمنین(علیه السلام) از او کسری بیت المال را بازخواست کرد؛ امّا او هرگونه برداشتی را انکار کرد. حضرت بر او تازیانه زد و او را به زندان انداخت؛ امّا او از زندان فرارکرد و به معاویه پیوست و در جریان شهادت حُجْر بن عَدی، علیه او گواهی داد.[۴۰۶]
عقیل بن‌ابیطالب
عقیل پسر ابوطالب و برادر امیرمؤمنان علی(علیه السلام) از یک پدر و مادر است و در میان چهار پسر ابوطالب، پسر دوم و بیست سال از آن حضرت بزرگتر بود. او مرد با ایمان و نیک نفسی بود; ولی از نظر روحی ضعیف بود و به همین دلیل گاهی لغزشی از او سرمی‌زد.
عقیل دردوران خلافت امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)، نابینا بود ودر فقرو تنگدستی زندگی می‌کرد. او صاحب فرزندان زیادی بودوبه خاطر مشکلات مالی وبدهکاری‌اش، نمی‌توانست به راحتی امرار معاش نماید. به همین جهت، خانواده وفرزندانش درسختی وفقر به‌سر می‌بردند.
عقیل برای آنکه بتواندمشکل خود را حل کند، بارها نزد امیرمؤمنان(علیه‌السلام) رفت وتقاضا کرد تا سهم او را از بیت‌المال افزایش دهد وحضرت امیر(علیه‌السلام)، هربار به بهانه‌ای او را رد می‌کردند؛ امّا وقتی با اصرار عقیل روبرو شدند، به او فرمودند که شب بیاید تا حضرت، چیزی به او بدهد. عقیل به خیال اینکه، برادر، با پیشنهاد او جهت افزایش سهمش از بیت‌المال موافقت کرده، با یکی از فرزندانش، خدمت ایشان رفت.
امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)، آهنی را درآتش گداخته کردند وآنرا به دست عقیل نزدیک ساختند. عقیل که نابینا بود، دستش را به سمت آهن برد و وقتی حرارت آنرا احساس کرد، فریاد کشید. حضرت به او فرمودند: «تو توان تحمّل حرارت آتشی را که بنده‌ای به بازیچه، گداخته است، نداری، پس چگونه توقّع داری که من تحمّل آتش غضب خداوند را داشته باشم!»[۴۰۷]
عقیل که دانست نمی‌تواند از برادرش، چیزی اضافه‌تر از سهمش بگیرد، نتوانست عدالت حضرت امیر(علیه‌السلام)، را تحمّل کندو به امام(علیه‌السلام) عرض کرد: حالا که چنین است، من به سراغ کسی می‌روم که بذل وبخشش او بیشتر است ومنظور از این حرف،معاویه بود. امیرمؤمنان(علیه‌السلام) با ناراحتی فرمود: “رَاشِداً مهدِیّاً” ؛ برو درامان خدا! [۴۰۸] واینگونه بود که عقیل، برای دریافت عطایا واموال بیشتر نزد معاویه رفت.

۳٫۵٫ جهاد خالصانه

هدف از خلقت بشر وتشریع قوانین الهی، رسیدن انسان به کمال حقیقی وهدایت و تعالی اوست. خداوند بهترین قوانین را از طریق برترین انسان‌ها یعنی انبیا، برای بشر فرستاد تا طی این مسیر بدون نقشه وراهنما نماند. درنظام اسلام هیچ مانعی نمی‌تواند انسان را از رسیدن به کمال وسعادت بازدارد واین است که خداوند، جهاد را برای مقابله با موانع سعادت انسان واجب فرموده است. هرجا که امّت اسلامی در مقابل دشمن دین وعقیده ویا جان ومالش قرار داشت، باید با مبارزۀ خالصانه، از عزّت وشرافت خود در راه خدا دفاع نماید.
تنها وسیله و پدیده‌ای که با کمک و توسل به آن می‌توان جلوی عوامل مزاحم فردی و اجتماعی را گرفت ، و از گسترش فساد و ستم جلوگیری نمود،و بیدادگران را سرکوب کرد،و متجاوز را سر جایش نشاند،و زنجیر بردگی را بریدو حق و عدالت را برپاداشت و حقوق از دست رفته را باز پس‌گرفت، جهاد است.
جهاد درلغت به معنای به‌کارگرفتن قدرت، [۴۰۹] تلاش توأم با رنج،[۴۱۰] جنگ وقتال با دشمن،[۴۱۱] دفاع از دین، کوشش بسیار،[۴۱۲] مشقّت،جنگ در راه خدا بااخلاص،[۴۱۳] تلاش برای رسیدن به هدف همراه با سختی[۴۱۴] و بذل مال وجان برای بالا بردن اسلام[۴۱۵] است.
جهاد سبب دستیابی به زندگی شیرین توأم با عزت ، قدرت ، آزادی ، وحدت و دور از ستم ، خشونت ، تعدّی ، نفاق ، تبعیض ، گناه و فساد است، و در جهان دیگر، سبب دستیابی به بهشت برین، که جایگاه انسان‌های والایی چون انبیا و اولیا و شهدا و مقربان درگاه پروردگار است ، می‌باشد:
«امّا بعد، جهاد، دری است از درهای بهشت که خدا به روی گزیده دوستان خود گشوده است، و جامه تقوی است، که بر تن آنان پوشیده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند، و سپر محکم اوست که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامۀ خواری بر تن او پوشاند، و فوج بلا بر سرش کشاندو در زبونی و فرومایگی بماند. دل او در پرده‏های راهی نهان، و حقّ از او روی‌گردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم .»[۴۱۶]
جهاد دری است ، که خداوند برای دوستان مخصوصش که با اخلاص در جهاد شرکت می‌کنند گشوده است. پس جهاد ، تنها برای رضای خدا ، بی هیچ هدف دیگری ، از ویژگی‌های دوستان خداست چرا که مرد مسلمان هنگامی که به قصد جهاد ، خانواده ، فرزند ، مال و زندگی خود را رها می‏کند و به نبرد با دشمنی که می‏داند نیرومندتر از اوست ، می‌رود و خود را آمادۀ هرگونه خطری می‌نماید و در هر حال ، صبور، شکرگزار و تسلیم فرمان خداست ، در حقیقت چنین کسی دوست خداست.
همانطور که پوشیدن لباس، انسان را از سرما وگرما، حفظ می‌کند، جهاد نیز، او را ازشرّ دشمن ویا افتادن در بلای فتنه‌ها در امان می‌دارد. همانطور که خداوند بر رها کنندۀ جهاد ، لباس ذلّت و خواری می‌پوشاند. بلای دشمن مانند لباسی که او را از همه طرف دربرگرفته، از همه سو ترک کنندگان جهاد را فرا می‏گیرد و ذلیل و خوارشان می‏گرداند ، و تدبیر آنان را در مصلحت اندیشی ازبین می‌برد و دراثر این خواری و ذلت، دشمن را بسیار قوی و نیرومند می‌بیند و ترس وناامیدی در دلها پدید می‏آید .[۴۱۷]
اهمیت وجایگاه جهاد خالصانه به قدری ارزشمند است که امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)، همواره همگان را به جهاد در راه خدا سفارش می‌فرمودند. چنانکه در وصیت به حسنین (علیهما السلام) ، آنها را به مجاهدت سفارش می‌فرمایند:
«خدا را خدا را در باره جهاد در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و زبانهاتان»[۴۱۸]
راهی که می‌تواند مانع تحقق یافتن آرزوهای زورگویان و استعمارگران شود جهاد است ، حضرت می‌فرماید:
«در راه خدا بکوش ، چنانکه شاید ، و از سرزنش ملامتگرانت بیمی نیاید .»[۴۱۹]
فلسفه تشریع جهاد در اسلام بدین جهت است که بساط شرک و بت پرستی ، فساد و تجاوز و بیدادگری از جامعه و زمین برچیده شود و امّت مسلمان در سایۀ عدالت و آزادی و در محیط دور از گمراهی ، تباهی و تبعیض، به زندگی توأم با مهر و محبت و خلوص دست یابند.
اگر افراد با ایمان و فداکار، ستمگران و مستکبران را به حال خودشان واگذارند و آنها هراس و خوفی از مردم متدیّن نداشته باشند، اثری از اسلام ونمادهای آن باقی نخواهد ماند.
ملّتی که در زمان خطر وتهدید، به سوی دشمن نشتابند و از رفتن به میدان جهاد اجتناب کنند و مورد یورش دشمن قرار می‌گیرند، شکست خواهند خورد و ذلیل و خوار خواهند شد، و ملّتی که به مقابله با دشمن برخیزد و در برابر آنان سر سختی و مقاومت نشان دهند و ضربات کوبنده بر آنها وارد سازند پیروز می‌گردند.
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در نیایشی ، هدف و فلسفۀ توسل به جنگ و جهاد را چنین بازگو می‌فرمایند:
«خدایا تو می‏دانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت. بلکه می‏خواستیم نشانه‏های دین را به جایی که بود بنشانیم، و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم. تا بندگان ستمدیده‏ات را ایمنی فراهم آید، و حدود ضایع مانده‏ات اجرا گردد.»[۴۲۰]
آیین مقدس اسلام که برنامه هایش در جهت عظمت اسلام و عزّت مسلمین است و می‌خواهد آنان در برابر بیگانگان با عزت و آبرومند باشند، به پیروانش دستور می‌دهد، که چنانچه مورد تهدید و یورش دشمنان وفتنه‌گران قرار گرفتید و حیثیت مکتب و یا خودتان به مخاطره افتاد، به جهاد که رمز عزّت و قوّت اسلام است[۴۲۱]، متوسل گردید.
« خدا واجب کرد… جهاد را برای ارجمندی اسلام و مسلمانان»[۴۲۲]
انجام بسیاری از اعمال عبادی از روی اخلاص ‍ مانند نماز، روزه و حج و… روح انسان را به سوی رشد و تکامل سوق می‌دهد و انسان را تزکیه می‌کند و به خدا نزدیک می‌نماید، جهاد نیز مبارزانی را که با میل و رغبت و عشق و علاقه از متعلّقات ، جلوه ها و مظاهر درخشان دنیوی دست می‌کشند و خانه و کاشانه و زن و فرزند را جهت هدفی الهی و بزرگ ترک می‌کنند، به مقام پروردگار و عالی‌ترین مرتبۀ انسانی بالا می‌برد.
« نیّت خویش را در جهاد با دشمن خود راست بدارید .»[۴۲۳]
از راه های تقرّب به پروردگار، مبارزه در راه خدا وجهاد فی سبیل الله است. چراکه مجاهدان و رزمندگانی که برای دریدن تارهای شرک و زدودن زنگارهای کفر و برپا داشتن کلمه توحید و پاسداری از اسلام و قرآن ، و یا به جهت سرکوبی ستمگران و متجاوزین و نجات از قید اسارت می‌جنگند، عمل کنندگان به سخت‌ترین فرمان پروردگار هستند.
« همانا بهترین چیز که نزدیکی‌خواهان به خدای سبحان بدان توّسل می‏جویند، ایمان به خدا و پیامبر، و جهاد در راه خداست ، که موجب بلندی کلمه مسلمانی است.»[۴۲۴]
بهترین وسیله و راهی که می‌تواند انسان دلباختۀ به مقام قرب الهی را به او نزدیک نماید، پس از ایمان به پروردگار، و بعد از تمسّک و توسّل به رسول خدا (صلی‌الله علیه‌وآله) و اهل بیت (علیهم‌السلام)، جهاد و مبارزه در راه خدا می‌باشد. ایمان، اصل جهاد است زیرا اگر انسان نداند به چه دلیلی باید جهادکند، به آن نمی‌پردازد. [۴۲۵]
شرط اساسی جنگ ، داشتن انگیزه و هدف الهی ، انسانی و مقدّس ‍می‌باشد، و هدف جنگ، تعیین‌کنندۀ میزان ایستادگی و مقاومت در جنگ است .امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) انگیزه و هدف خود را از جنگ و مبارزه، زنده نمودن دین و اصلاح جامعه ، رفع ستم از سر مظلوم و اجرای حدود و پیاده کردن احکام الهی بیان می‌دارند.[۴۲۶]
حق طرفدارانش را حرکت می‌بخشد و به جهاد وامی‌دارد تا ریشه‌های ستم ، بی عدالتی ، فساد و تباهی را قطع نماید، و باطل، هواداران و پیروانش ‍ را انسجام می‌دهد و به جنگ با پرچمد‌اران حق، تشویق و ترغیب می‌کند تا نور و پرتو حق را خاموش کند و از تاریکی ظلمت به نفع خویش بهره‌برداری نماید.
مجاهد و پیکارگری که با جهاد و از خودگذشتگی ، سعی می‌کند دستورات الهی را پیاده کند، یا از آن پاسداری نماید، و در این راه از همه چیز و همه کس صرف نظر می‌کند، و تمام همّتش، انجام مسؤولیت وتکلیفی است که بر عهدۀ اوست ، بدون تردید در پیشگاه خداوند، مقام و منزلت عالی دارد.
«و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او کسی است که راه رستگاری را یافت و بر آن ایستاد، و نور یقین در دلش تافت.»[۴۲۷]
سرنوشت مجاهدانی که عاشقانه و آگاهانه به میدان رزم شتافته اند، و در راه خدا مبارزه می‌نمایند از دو حال خارج نیست، یا شهید می‌شوند و یا با در هم کوبیدن دشمن ، بر او پیروز می‌گردند، و در هر صورت از پاداش بزرگ الهی بهرمند می‌شوند.
شاخصۀ اصلی جهادگری یاران مطلوب امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، اخلاص ایشان درجهاد است.[۴۲۸] این مسئله با بررسی تفاوت عملکرد مردم، در اطاعت از رهبران در دوران خلفای سه‌گانه و دوران امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) قابل دستیابی است.در دوران خلفای پیشین، هرگاه مردم به جهاد، دعوت می‌شدند ، به شوق دستیابی به غنایم وپاداش‌های فراوان وبی‌حد، با اطاعت کامل، در میدان نبرد حاضر می‌شدند. امّا در دوران حضرت امیر(علیه‌السلام) اینگونه نبود واین مسئله همواره به عنوان دغدغه‌ای مهم دردوران حکومت کوتاه حضرت امیر(علیه‌السلام) بود.
هنگامی که اخبار پی در پی به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ‌رسید که یاران معاویه بر شهرها مسلّط شده‌اند و لشکریان امام از رفتن به جهاد سرباز می‌زدند و با نظر حضرت امیر(علیه السلام) مخالفت می‌نمودند، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) با اعتراض به آنها، علّت این مسئله را بیان فرمودند.
« به خدا می‏بینم که این مردم به زودی بر شما چیره می‏شوند، که آنان بر باطل خود فراهمند و شما در حقّ خود پراکنده و پریش. شما امام خود را در حق نافرمانی می‏کنید، و آنان در باطل پیرو امام خویش. آنان با حاکم خود کار به امانت می‌کنند، و شما کار به خیانت. آنان در شهرهای خود درستکارند، و شما فاسد و بدکردار. »[۴۲۹]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در این خطبه با در نظر گرفتن خصوصیات دو گروه، پیروزی دشمن خود را به طور دقیق پیش‌بینی نموده، به بررسی علّت آن می‌پردازند:
ـ آنان در هدف گیری باطلی که به دنبالش افتاده اند، اجتماع و تشکّل دارند، در صورتی که شما با اینکه هدف و منطق حقّی را در پیش دارید، پراکنده و گسیخته از یکدیگر هستید.
ـ آنان پیشوای خود را با اینکه هدفی باطل و ضدّ حق دارد، اطاعت می‌کنند و با این اطاعت، زمینۀ مدیریت او را فراهم می‌آورند، شما پیشوای خود را با اینکه هدف و منطق حقّی را دنبال می‌کند، نافرمانی نموده و از مدیریت او سرپیچی می‌کنید.
ـ آنان در برابر پیشوای خود عمل به تعهّد می‌نمایند (اگر چه تعهد با او تعهد برای تقویت باطل می‌باشد) ولی شما در برابر پیشوایتان که انسانی شایسته است و هدفش، حق و تعهد با او تقویت اصول عالی انسانیت است ، تعهد را می‌شکنید و خیانت می ورزید.
ـ آنان با آن هدف وقیح و با آن پیشوای بی‌شرم، دست به تنظیم و اصلاح شهرها و محیط زندگی شان زده و تکاپو می‌کنند، شما با آن هدف عالی و با این پیشوای حق و حق پرست ، دست به فساد و ویرانگری شهر و محیط زندگی‌تان برده و کارشکنی و اخلال‌گری به راه می‌اندازید.
درنتیجه بزرگترین عاملی که سبب عدم موفقیت ، شکست و عقب نشینی آن حضرت در بعضی جنگ ها گردید و باعث ضربه و لطمه وارد شدن به اسلام و حکومت عدل امیرمؤمنان علی(علیه السلام) شد، نافرمانی ، سرپیچی و تخلّف لشکریان و سربازان، از دستور حضرت و خالصانه نبودن جهاد آنان بود .
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، یاران خود را به جهادی الهی وبانیّت خالص وبه‌دور از هوا وهوس دعوت می‌نمودند امّا درعین حال، راهکارهایی بسیار دقیق و سنجیده برای پیروزی در میدان نبرد ارائه می‌فرمودند.[۴۳۰] چراکه مجاهد مخلص باید با درنظر داشتن هدف الهی خود، به دنبال پیروزی بر دشمن باشد که این سبب عزّت وسربلندی جبهۀ حق خواهد شد و درواقع، پشت به دشمن کردن وابراز ضعف وناتوانی، سبب ننگ وخواری مسلمانان است. [۴۳۱]

۳٫۵٫۱٫ اخلاص یاران مجاهد، درنگاه تاریخ

یاران مطلوب امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، همواره با اخلاص و شجاعت، درمیدان‌های جهاد، حاضربودند و اطاعت آن‌ها از فرامین رهبر الهی‌شان، نشانگر نهایت درک وفهم آن‌ها نسبت به حقیقت جهاد وجهادگری در راه خداست. آنچه در ذیل می‌آید، شواهدی از اخلاص برخی ازاین جهادگران مخلص است که جهت الگوسازی این افراد مؤفق، برای کسانی که به دنبال مطلوبیت در نگاه امام خویش هستند، بیان می‌شود.
مالک اشتر نخعی
وقتی در مصر، کار بر محمّد بن ابی‌بکر دشوار شد و مصریان بر او شوریدند، امیرالمؤمنین(علیه السلام) مالک‌اشتر را فرا خواند و او را به فرمانروایی مصر منصوب فرمود.[۴۳۲]
امیرمؤمنان علی(علیه السلام) که با توجه به شایستگی‏ها، والایی‏ها، تدبیر و هوشمندی مالک، او را به این سمت گمارده بود، در معرّفی او به مردم آن دیار نوشت :
«… من بنده‏ای از بندگان خدا را به سوی شما روانه کردم که در روزهای هراس نمی‏خوابد و در ساعت‏های ترس، روی از دشمن بر نمی‏تابد و برای بدکاران، از آتش سوزان سخت‏تر است. او مالک، پسر حارث، از قبیله مَذحِج است. به او گوش سپارید و تا آن گاه که حق می‏گوید از او فرمان برید که او شمشیری از شمشیرهای خداست. نه تیزی آن کُند می‏شود و نه ضربتش بی‏اثر. اگر به شما فرمان داد که “حرکت کنید”، حرکت کنید و اگر گفت:”بِایستید”، بایستید که جز به فرمان من، نه پیشروی کند و نه عقب‏نشینی، و نه کارها را پس و پیش می‏اندازد. بدانید که من در اعزام او شما را بر خودم مقدّم داشتم ؛ چرا که او خیرخواه شماست و در برابر دشمنانتان سرسخت است.»[۴۳۳]
قیس بن سعد بن عباده خزرجی
قیس بن سعد بن عُباده انصاری خَزرَجی ، از صحابیان پیامبر خدا(ص) و از بزرگان انصار است. او در میان قبیلۀ خود، انصار، و نیز در بین عموم مسلمانان از احترام ویژه‏ای برخوردار بود. او مردی شجاع، بزرگوار و با عظمت بود و در میان قبیله خود، مُطاع بود.[۴۳۴]
پس از خلافت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) او از یاران نزدیک و حامیان استوار گام او بود. حضرت امیر(علیه السلام) وی را به حکومت مصر، نصب کرد. او با هوشمندی و درایت، توانست مخالفان امیرالمؤمنین(علیه السلام) را آرام کند و ریشه‏های توطئه را بخشکاند. در این زمان، معاویه بسی کوشید تا شاید قیس را به خود متوجّه کند ؛ امّا ناکام ماند.[۴۳۵] قیس، فرمانده «شُرطَه الخَمیس (نیروهای ویژه)» بود ودر جنگ صِفّین، از جمله فرماندهان امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بود و مسئولیت پیاده نظام بصره را به عهده داشت.
قیس در هنگام شدّت گرفتن جنگ در صِفّین، فرماندهی انصار را به عهده گرفت. حضور او در صِفّین، بسیار شکوهمند بود. خطابه‏های او دربارۀ شخصیت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و اطاعت از اوامر حضرت امیر(علیه‌السلام) و برانگیختن حق‏مداران علیه معاویه، نشانی از درک عمیق، شخصیت بزرگ و آگاهی ژرف او از جریان‏های آن روزگار و شخصیت‏های آن است.[۴۳۶]
قیس، پس از جنگ صفّین، به حکومت آذربایجان منصوب شد. او در جنگ نهروان، حاضر بود و فرماندهی جناح راست را به عهده داشت.و وقتی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) پس از نهروان، قصد جنگ با معاویه را کرد، سپاهیان را نیازمند فرماندهی شجاع، کاردان و مدیر دید و او را برای جنگ، فراخواند.[۴۳۷]
در آخرین شکل‏دهی سپاه برای نبرد با تجاوزگران و فسادگستران، امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بر روی سنگی ایستاد و سخنانی از سر سوز و درد، بیان کرد و قهرمانان سپاهش را یاد کرد[۴۳۸] (گویا این، آخرین خطابه مولا(علیه السلام) بوده است).
قیس بن سعد، خطاب به امام(علیه‌السلام) گفت: «ای امیر مؤمنان! در اعزام ما به سوی دشمنان، شتاب کن و ما را پراکنده مکن. به خدا سوگند، جهاد با آنان از جهاد کافران تُرک و روم در نظر من دوست داشتنی‏تر است؛ چون آنان در دین خدا سازش کردند و در میان یاران پیامبر(صلی‌الله‌علیه وآله) اولیای الهی را خوار داشتند، چه مهاجر و انصار را و چه تابعین نیکوکارشان را، و چون بر کسی خشم گرفتند، او را زندانی کردند و کتک زدند و یا از حقوقش محروم داشتند و یا تبعیدش کردند و نیز اموال ما را برای خود، حلال دانستند و ما را خَدَم و حَشَم خود پنداشتند.»
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) قیس به همراه امام حسین (علیه السلام) و ابو ایّوب انصاری ـ که هر یک بر ده هزار نفر فرماندهی می‌کردند ـ آمادۀ جنگ با معاویه کردند که متأسفانه با شهادت حضرت امیر(علیه السلام) لشکر از هم پاشید. [۴۳۹]
اصبغ بن نُباته تمیمی
اَصبَغ بن نُباته تمیمی از یاران ویژه امیرمؤمنان علی(علیه السلام) و از چهره‏های برجستۀ یاران ایشان واز معتمدان آن حضرت است. استوار گامی او در دوستی امیرالمؤمنین(علیه السلام) مشهور است. او از «شُرطه الخَمیس (نیروهای ویژه)» و از فرماندهان آنان است که تا مرز مرگ و شهادت، با مولا(علیه السلام) پیمان بسته بودند. اصبغ در جنگ‏های جمل و صِفّین، همراه مولا(علیه السلام) بود و از یاران باوفای حضرت امیر(علیه‌السلام) به شمار می‏رفت.[۴۴۰]
امام(علیه‌السلام)، اصبغ بن نُباته وگروهی دیگر را شرطه الخمیس نامید. از اصبغ، علّت این نامگذاری را پرسیدند. گفت:«به این دلیل که ما با حضرت شرط کرده بودیم که دررکاب او وتحت فرمانش جهاد کنیم تا یا پیروز شویم ویا به شهادت برسیم؛ واونیز شرط کرد وضامن شد که به پاداش این مجاهدت، مارا به بهشت برساند.»[۴۴۱]
مالک بن کعب اَرحَبی
مالک بن کعب اَرحَبی، از یاران و کارگزاران امیرمؤمنان علی(علیه السلام) است. اعلام آمادگی او برای کمک به محمد بن‌ابی‌بکر، هنگامی که هیچ کس به درخواست امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) پاسخ نداد، حاکی از معرفت اوست.
امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در خطبه‌ای، مردم را برای یاری دادن به محمّد بن‌ابی‌بکر و یاران اودر مصر فراخواند، ولی آنان پاسخ مثبت ندادند؛ پس مالک بن کعب اَرحَبی برخاست و گفت:«ای امیر مؤمنان! مردم را فراخوان که اکنون، هنگام ذخیره کردن نیرویی برای آینده نیست. برای چنین روزی، خود را ذخیره کرده بودم و پاداش، جز با حمله کردن در جنگ، حاصل نمی‏آید. اى مردم! از خدا پروا کنید و به امامتان پاسخ دهید و خواسته‏اش را برآورده کنید و با دشمنش بجنگید. ای‌امیرمؤمنان ! من خود به سوی او می‏روم.»
امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به جارچی خود، سعد، فرمان داد که در میان مردم ندا دهد:« با مالک بن کعب به سوی مصر، روانه شوید.»[۴۴۲]
عَدیّ بن حاتم طایی
عدی بن حاتم بن طایی، فرزند سخاوتمند مشهور عرب، حاتم طایی،[۴۴۳] واز یاران پیامبر خداست. عدی، در دگرگونی‏های پس از پیامبر خدا، به ولایت علی(‏علیه السلام) وفادار ماند و از حریم حق و ولایت، دفاع کرد. او و پسرانش در نبردهای امیرالمؤمنین(علیه السلام) همراه حضرت بودند[۴۴۴] (۶) و وقتی یکی از فرزندانش به معاویه پیوست، از آن فرزند، برائت جست.[۴۴۵]
در جریان جنگ صِفّین و اختلاف یاران حضرت امیر(‏علیه السلام) بر سرِ ادامه دادن جنگ ، عَدی بن حاتم برخاست و گفت:«ای مردم! به خدا سوگند، اگر کس دیگری جز امیرالمؤمنین(‏علیه السلام) ما را به جنگ با نمازگزاران فرا می‏خواند، پاسخ مثبت نمی‏دادیم.
او تاکنون اقدامی نکرده است، مگر آن که دلیلی روشن از جانب خدا با خود داشته و رشتۀ ارتباطی با خدا در دستانش بوده است. او در کار عثمان، باز ایستاد، چون جریانی شبهه‏ناک بود، و با سپاه جمل جنگید، چون پیمان شکستند و با مردم شام می‏جنگد، چون ستم و تجاوز می‏کنند.»[۴۴۶]

۳٫۶٫ شهادت‌طلبی

در فرهنگ اسلامی، شهادت از عمیق ترین مفاهیمی‌است که در طول تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، صحنه‌های بی‌مانند و شگرف را آفریده است. مکتب انسان‌ساز امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)، مکتبی، پویا و زنده وهدفدار است که یکی از ارکان اصلی آن، جهاد در راه خدا برای حفظ اصول اسلام وتأمین مصالح مسلمانان است و در این مکتب، شهادت، آرزو وخواسته‌ای است که هریک از یاران مطلوب حضرت امیر(علیه‌السلام)، آنرا دردل داشتند.
واژه شهید از اسماء‌الله است.[۴۴۷] شهید به معنای حضور،[۴۴۸] معروف،[۴۴۹] مشاهده[۴۵۰] وکسی است که در راه خدا کشته شود. به کشتۀ در راه خدا، ازآن جهت شهید گفته می‌شود که فرشتگان در کنار او حضور دارند وشاهد او هستند.[۴۵۱] در اصطلاح «شهید مسلمانی است که در راه خدا کشته شود» . از دیدگاه اسلام فدا کردن جان به طور آگاهانه و انتخاب‌گرایانه در راه آرمانی مقدس و پاک که به تعبیر قرآن «فی سبیل‌الله» نامیده می‌شود، «شهادت» نام دارد و کسی که به چنین مقامی دست می‌یابد، «شهید» است. البته پذیرفتن مرگ، هنگامی ارزشمند است و قداست دارد که از سویی آگاهانه باشد و از سوی دیگر، رضایت و خشنودی خداوند را به دنبال داشته باشد.
آنکه در راه رسیدن به آرمانی مقدس گام برمی‌دارد و مبارزه می‌کند و سختی‌ها را متحمّل می‌شود و نهایت تلاش و همّت خود را تا حدّ ایثار کردن جان به کار می‌گیرد، خداوند وی را از دیگران به عنوان « مجاهد در راه خدا» برتر می‌داند و پاداشی عظیم برایش در نظر می‌گیرد.[۴۵۲]
شهید صاحب چند خصوصیت خاص است که به او ارزشی بالا داده‌است؛ او جان خود را برای حفظ ارزش‌ها واصول دینش فدا می‌کند درنتیجه درراه هدف مقدّسی کشته می‌شود، دیگر اینکه شهید با اهدای ارزشمندترین چیزی که دارد(یعنی جانش) در راه هدفی مقدّس، جاودانگی می‌یابد؛ چراکه هرچیزی که در راه خدا وبرای او صرف شود، نزد خداوند باقی می‌ماند و سوّم اینکه شهید با کار بزرگ ومقدّسش به جامعۀ خود نورانیت وپاکی می‌دهد.[۴۵۳]
درنظر امیرمؤمنان علی(ع) شرافتمندانه‌ترین مرگ، کشته شدن در راه خداست، زیرا شهادت در دنیا موجب نیکنامی، ودرآخرت مستلزم پاداش‌های همیشگی است؛ وهمین است که حضرت تأکید می‌فرماید که تحمّل هزار ضربه شمشیر برای او آسان‌تر از مردن برروی بستر است واین مقتضای شجاعت خارق‌العاده وایمان است.[۴۵۴]
« همانا، گرامیترین مرگ‏ها کشته شدن در راه خدا است؛ بدان کس که جان پسر ابو طالب در دست او است، هزار مرتبه ضربت شمشیر خوردن بر من آسانتر است، تا در بستر مردن.»[۴۵۵]
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) شهادت را بالاترین مقام و ارزشمندترین هدیه‌ای می‌دانند که از جانب خداوند به انسان‌های پاک داده می‌شود وخود، همواره از خداوند، رسیدن به این مقام ارزشمند را طلب می‌نمودند.[۴۵۶]
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) دربارۀ یاران مطلوب خود نیز ، هرجا که یاری، با کلام ورفتار خود، مورد رضایت حضرت امیر(ع) قرار می‌گرفت، بالاترین وارزشمندترین هدیه وپاسخ امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به او، آرزو ودعا برای شهادت بود. همان‌طور که حضرت امیر(علیه‌السلام) درپایانِ عهدنامۀ معروفشان به مالک اشتر، برای مالک وخودشان آرزوی شهادت می‌نمایند[۴۵۷] ونیز به حجربن عدی که از یاران باوفا ومطلوب امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) است فرمودند: :«خداوند، تو را از شهادت – که من می‏دانم شایسته آنی -محروم ندارد!».[۴۵۸] ونیز دربارۀ هاشم بن عتبه، که از یاران بزرگوار حضرت امیر(علیه‌السلام) است، فرمودند: :«بار خدایا! شهادت در راه خودت و همراه گشتن با پیامبرت را نصیبش فرما».[۴۵۹] ونمونه‌های فراوانی از این دست در تاریخ ثبت شده است.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

روانشناسی مثبت به جنبههای مثبت انسان یعنی به نیمهی پر لیوان اهمیت میدهد. کارل راجرز و آبراهام مازلو معتقد بودند که روانشناسی علاوه بر بهبود افراد مریض باید به ساخت و ایجاد انسان سالم و خودشکوفا نیز توجه کند. موضوع روانشناسی نباید صرفاً مطالعه بیماران روانی باشد و انسان سالم هم باید موضوع تحقیقات قرار گیرد و جوامع به سمت ساخت جامعه روانی سالم[۳۲] حرکت کنند. روانشناسی مثبت صرفاً به سطح فردی تأکید ندارد، بلکه در سطح سازمانی و اجتماعی نیز سرمایهگذاری روی فضیلت مدنی، تقوا، مسئولیت، رفتار شهروندی، نوعدوستی و اخلاق مورد تأکید است. روانشناسی مثبت به ویژگیهای زیر در گذر زمان مینگرد (قلیپور، ۱۳۹۲، ص ۴۸):
رضایت از گذشته؛
خوشی و شادی در حال؛
امید و خوشبینی به آینده.
 
خصایص مثبت
نقش دیرپا و نسبتاً پایدار صفات مثبت در افزایش عملکرد انسان در محیط کار، بهطور سنتی در رشته رفتار سازمانی موردمطالعه قرارگرفته است. در این بخش به سه مطالعه اخیر در این زمینه اشاره می‌شود (Luthans & Youssef, 2007b):
پنج خصیصه شخصیتی؛ ۲٫ خودارزیابی محوری؛ ۳٫ خصایص روانشناسانه مثبت.
۲-۲-۳-۱) پنج خصیصه شخصیتی
این پنج خصوصیت شامل پیروی از وجدان[۳۳]، ثبات عاطفی[۳۴]، برونگرایی[۳۵]، سازگاری[۳۶] و تجربهپذیری[۳۷] است. این پنج خصیصه با عملکرد کاری رابطهی بسیار قوی دارند. به‌علاوه، به نظر می‌رسد که پیروی از وجدان، مؤثرترین این ویژگی‌هاست. این پنج خصیصه پیامدهای فردی همچون شادمانی، سلامت جسمانی و روانی، روحیه و هویت فرد را بههمراه دارند و در سطح روابط بینفردی بر کیفیت رابطه با همتایان، خانواده و دیگران و در سطح پیامدهای اجتماعی و سازمانی بر مسائلی همچون انتخاب شغل، رضایت، عملکرد، درگیری در انجمن‌ها و ایدئولوژی سیاسی تأثیرگذارند (Luthans et all, 2007b). تحقیقات زیادی بر اساس مدل پنج بعدی روی گروههای شغلی مختلفی همچون مدیران، فروشندگان، وکلا، افراد پلیس، کارگران ماهر و نیمه ماهر، حسابداران، معماران و مهندسان انجام شده که بیانگر ارتباط مهم بین این ابعاد شخصیتی و عملکرد شغلی است؛ بهویژه بُعد وجدان در همه گروههای شغلی پیشبینی کننده خوبی برای عملکرد شغلی است (قلیپور، ۱۳۹۲، ص ۲۱۰).
۲-۲-۳-۲) خودارزیابی محوری
دسته دیگر صفات مثبت که دارای تأثیراتی روی پیامدهای کاریاند ، درنتیجه کار جاج[۳۸] و همکارانش روی چهار عامل خوداحترامی[۳۹] (عزت‌نفس)، خودکارآمدی عمومی[۴۰]، کانون کنترل[۴۱] و ثبات عاطفی شناسایی شد.
این خصایص می‌توانند به‌صورت مستقل یا ترکیبی، تأثیر مثبت و برجسته‌ای بر هدفگذاری، انگیزش، عملکرد، رضایت از زندگی، رضایت از شغل و دیگر موارد خوشایند بگذارند (Luthans et all, 2007b, 324). تحقیقات نشان داده است که خودارزیابیهای بالاتر با پیامدهای نامطلوب محیط کاری مثل فرسودگی شغلی ارتباط منفی دارند (لوتانز، یوسف و اوولیو، ۲۰۰۷، ترجمه: رضاییمنش، تقیزاده و کاهه، ص ۳۸). بهطور خلاصه هر چه خودارزیابی فرد بالاتر باشد، فرد بیشتر به‌گونه‌ای مثبت و معقول با دیگران رفتار می‌کند و در اهدافی که برمی‌گزیند، منفعت عمومی را بیشتر در نظر می‌گیرد و چنین اهدافی بهدلیل ارزش ذاتی همگانی که دارند، بیشتر برانگیزانندهاند و به همین ترتیب باعث عملکرد و رضایت شغلی بیشتر می‌شوند. البته خودارزیابی بیش‌ازحد نیز پیامدهای منفیای همچون فرسودگی شغلی را در بردارد (Luthans et all, 2007b).
۲-۲-۳-۳) خصایص روانشناسانه مثبت
اخیراً در حوزه روان‌شناسی مثبتگرا تحقیقات بسیاری انجام‌شده و دسته‌بندی‌های خاصی نیز در رابطه با مباحث مطرح در آن ارائه شده است. ازجمله سی پترسن[۴۲] و سلیگمن (۲۰۰۴)، بیستوچهار ویژگی مثبت را در شش طبقه کلی، طبقهبندی کردهاند که عبارت‌اند از: اولین طبقه خرد و دانش[۴۳] است که شامل قوهی خلاقیت، کنجکاوی، روشن‌فکری و داشتن فکر باز، علاقه به یادگیری، ژرف‌اندیشی و دوراندیشی است. دومین طبقه شجاعت[۴۴] است که شامل جرئت، پشتکار، صداقت و سرزندگی است. سومین طبقه، نوعدوستی[۴۵] است که شامل عشق، مهربانی و هوش اجتماعی است. چهارمین طبقه عدالت[۴۶] است که شامل رفتار شهروندی، انصاف و رهبری است. پنجمین طبقه، اعتدال و میانه‌روی[۴۷] است که شامل عفو و بخشش، فروتنی، رعایت عفت، احتیاط و ملاحظه و خودنظمی است. ششمین طبقه ویژگی‌های تعالی[۴۸] شامل درک زیباییها و فضائل، قدرشناسی، امیدواری، شوخ‌طبعی و روحیه معنویت است.
طبقه‌بندی ارائه شده در بالا بهتر و واضح‌تر از سایر طبقه‌بندی‌هاست و کاربرد بیشتری دارد. در ضمن خصایصی که در طبقات ذکر شد باید دو ویژگی داشته باشند:

  1. در طول زمان پایدار و قابل‌تعمیم در هر موقعیتی باشند و ۲٫ از دید فرد باید باارزش باشند (Luthans et all, 2007b).

۲-۲-۴) قابلیتهای حالتگونه مثبت
برخلاف خصایص مثبت که در طول زمان نسبتاً ثابت و در هر موقعیتی قابل کاربردند، ظرفیتهای حالت گونه‌ی مثبت[۴۹] بیشتر قابلانعطاف و بنابراین باز برای تغییر و توسعهاند که این امر مخصوصاً برای سازمانها و محیطهای کاری که میباید انعطافپذیر باشند و دو عامل رشد و توسعه را برای پاسخگویی به تغییرات محیطی سریع و غیرقابل‌پیش‌بینی باهم ترکیب کنند، بسیار مفید است؛ بنابراین ظرفیتهای روانشناسانه مثبت_ که باز برای توسعه و سرمایهگذاریاند_ سازمانها را به منابع انسانی بالقوه بینظیری که می‌تواند از آنها برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده کند، تجهیز میکند. پیوستاری برای مثبت‌گرایی توسط لوتانز و همکارانش (۲۰۰۷) ارائه شد که در یک سر این طیف، حالتهای مثبت که خیلی متغیر و زودگذرند(همچون خوشی، حالتهای مثبت، شادی) قرار دارد. در ادامه این پیوستار ظرفیتهای روانشناسانه مثبت که حالتگونه و نسبتاً منعطف و باز برای توسعهاند (همچون خودکارآمدی، امیدواری، خوش‌بینی و تابآوری) قرار دارد و در ادامه، این طیف به خصیصه گونه‌ها که نسبتاً ثابتاند و تغییر آن‌ها مشکل است (همچون ابعاد پنج‌گانه شخصیت) می‌رسد. در انتهای این طیف، خصیصه‌های مثبت قرار دارند که بی‌نهایت ثابت و پایدار و بسیار دشوار برای تغییر هستند، (همچون هوش، استعداد و ویژگی‌های ژنتیک) قرار دارد؛ به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت، عبارت حالتگونه را برای متغیرهایی بهکار میبریم که تا حدی ثابتاند، با هر موقعیت گذرا تغییر نمیکنند و سرعت تغییر آنها مانند حالت‌های احساسی سریع نیست. رفتار سازمانی باید سعی کند مابین خصیصه گونه‌ها ( که غیرقابل تغییرند، مانند شخصیت) و عوامل موقعیتی تعادل ایجاد کند، چراکه این موازنه بر روی عملکرد و پیامدهای کاری مطلوب، تأثیرات بسیاری دارد؛ بنابراین میبایست به رفتار سازمانی حالتگونه پرداخته شود (Luthans et all, 2007b, 326-327).
 
 
اهداف روانشناسی مثبتگرا و کاربرد آن برای محل کار
هدف روانشناسی مثبتگرا، استفاده از روششناسی علم بهمنظور کشف و ترویج عواملی است که فرصتهای کامیابی برای افراد، گروهها، سازمانها و جوامع را فراهم مینماید. این هدف مربوط به عملکرد بهینه انسان بهجای عملکرد آسیبشناسانه او است (Luthans, 2011). درواقع روانشناسی مثبتگرا بر آنچه موجب شکفتن اشخاص و جوامع در مقابل آنچه موجب پژمرده شدن آن‌ها میشود، تمرکز نموده است (Hefferon & Boniwell, 2011, 2). در حقیقت، آنچه که سلیگمن در پی آن بود، یک رویکرد متعادل نسبت به رفتار سازمانی بود (سیدنقوی، ۱۳۸۹). همچنین هدف این رویکرد، شناسایی سازهها و شیوههایی است که درنهایت باعث بهزیستی انسان میگردد، ازاینرو عواملی که سبب سازگاری هرچه بیشتر افراد با فشارها و تهدیدهای زندگی میشود، بنیادیترین سازههای این رویکرد هستند (سیماراصل، فیاضی و قلیپور، ۱۳۸۹، ص ۲).
کاربرد روانشناسی مثبتگرا در عرصهی سازمان و مدیریت، منجر به ایجاد و توسعه دو رویکرد جدید در این زمینه شده است: (۱) رفتار سازمانی مثبتگرا که بیشتر بر جنبههای خرد رفتار سازمانی و آن دسته از حالات مثبت شخصیت انسانی که قابل توسعه و پرورش هستند، تأکید میکند و (۲) پژوهشهای سازمانی مثبتگرا[۵۰] که بیشتر بر جنبههای کلان رفتار سازمانی تأکید میکند (Bakker et all, 2008).
 
رفتار سازمانی مثبتگرا
۲-۳-۱) مفهوم رفتار سازمانی مثبتگرا
همانند روانشناسی، چشمانداز عمومی و توجه نسبیِ رفتار سازمانی نیز بیشتر بر منفیها[۵۱] نسبت به مثبتها[۵۲] خیره شده بود (Luthans, 2002b, 698)، بهطوریکه والش[۵۳]، وبر[۵۴] و مارگولیس[۵۵] (۲۰۰۳) در گزارشی نشان دادند، در طول ۱۷ سال گذشته در مطبوعات کسب‌وکار، کلمات با گرایش منفی (به‌عنوان‌مثال، ضرب و شتم، برد/ غلبه) در مقایسه با واژههای مثبت (به‌عنوان‌مثال، شفقت، فضیلت)، چهار برابر افزایش یافته است. ازاین‌رو یک رویکرد مثبت نه‌تنها در روانشناسی، بلکه در مدیریت و تجارت موردنیاز است (Bakker et all, 2008).
رشته رفتار سازمانی مثبتگرا، از رویکرد روانشناسی مثبتگرا که اخیراً مطرح شده، نشأت‌گرفته است. (Bakker et all, 2008). لوتانز، رفتار سازمانی مثبتگرا را “مطالعه و کاربرد ظرفیتهای روان‌شناختی و تواناییهای مثبت منابع انسانی که قابلیت اندازهگیری و توسعه یافتن را دارند و برای بهبود عملکرد بهطور مؤثری مدیریتپذیر میباشند” تعریف نموده است (Luthans, 2002a, 59; Luthans, 2011, 199). ظرفیتهای رفتار سازمانی مثبتگرا حالتگونه و بنابراین باز برای یادگیری، توسعه، تغییر و مدیریت در محل کار میباشند. حالتهای رفتار سازمانی مثبتگرا میتوانند از طریق برنامههای آموزشی توسعه داده شوند، در محیط کار مدیریت/ هدایت شوند، یا توسط خود شخص پرورش داده شوند (Luthans, 2002b).
لوتانز و همکارانش ترکیب بهینه روانشناسی مثبت، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی را ضرورت اجتنابناپذیر برای شکلدهی رفتارهای سازمانی مثبت میدانند (قلیپور، ۱۳۹۲، ص ۴۸).
سرمایه اجتماعی
رفتارهای سازمانی مثبت
شکل ۲-۲٫ عوامل شکلدهنده رفتارهای سازمانی مثبت
روانشناسی مثبت
سرمایه انسانی
۲-۳-۲) معیارهای رفتار سازمانی مثبتگرا
برای اینکه یک ظرفیت روان‌شناختی و متغیر مثبت در شمول سازهی رفتار سازمانی مثبت‌گرا قرار گیرد، میبایست معیارهای عملیاتی زیر را در بر داشته باشد.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

هرچند هریک از سدهای مذکور بطور مستقیم به منظور ایجاد و توسعه گردشگری احداث نشده است ولی بصورت غیرمستقیم و درصورتی که مورد توجه قرارگیرند می توانند به عنوان یک پتانسیل برای جذب گردشگر وجاذبه گردشگری نیزتبدیل شوند.
۸-۲-۴- توپو گرافی منطقه
کلیبردر یک منطقه کوهستانی واقع شده است وبجزگوشه شمال شرقی شهرستان و قسمتی از دشت مغان که جلگه ای است، بقیه نقاط شهرستان کاملا کوهستانی می باشد.این شهرستان ازنظر زمین شناسی در زون ساختاری البرز- آذربایجان قراردارد.ازحدود کلیبر تا اهر دورشته ارتفاعات قرارگرفته است که در شرق کلیبر کوههای گشت سر با ارتفاع ۲۹۰۸متراز شمال به جنوب تا حوالی اهرکشیده شده است و رشته کوه های پالیشکوه با ارتفاع ۲۰۵۴متر درشما شرقی واقع شده اند.ازنظرشکل ظاهری، منطقه کلیبر را می توان به مناطقی تقسیم نمود که قسمت شمالی آن پست ترین منطقه به شمار می رود.که در کنار رود ارس ۲۰۰متراز سطح دریا ارتفاع داردوبلندترین ارتفاع شهرستان۲۹۴۶متردرقله کوه قندران باشی درمنطقه جنوب شهرستان واقع شده است.شیب عمومی زمین با وجود تنوع در جهت آن در حالت کلی به سمت شمال بوده که در نهایت به دره رود ارس ختم می شود.ازقلل و ارتفاعات قره داغ دراین منطقه می توان قله ۲۹۰۸متری گشت سر، ۲۶۰۰متری شیپور، ۲۷۶۱متری سایگرام و ۲۹۴۶ متری قندران باشی در جنوب و جنوب غربی شهر کلیبر را نام برد.
اقلیم
اقلیم عبارت از میانگین های شرایط جوی درازمدت، که خودمتأثر از عامل توپوگرافی، ارتفاع دوری ونزدیکی به دریا، عرض جغرافیایی و جریانات اتمسفروسیستمهای جوی میباشد.بررسی و شناخت وضعیت اقلیمی هر منطقه می تواند راهنمای مناسبی جهت استفاده از امکانات طبیعی محیط وکاهش اثرات نامطلوب آن و ایجاد شرایط راحت باشد.
الف:بارش
بارش های جوی شهرستان کلیبر ناشی از ورود توده هوایی مدیترانه است که از روی سوریه، لبنان و ترکیه عبور نموده و سپس آذربایجان را تحت تأثیر قرارمی دهدوباعث بارندگی و در مواردی کاهش شدید دما می گردد.ورود جریان هوایی اطلس شمالی نیز با سرمای شدید وبارش برف همراه است.سایر جریانات هوایی(جریان هوای سیبری، آسیای مرکزی، جریانات نواحی شمالی، تأثیر اندکی برروی بارشهای منطقه دارند.موقعیت جغرافیایی شهرستان کلیبروجهت گیری کوههای مرتفع که حاشیه جنوبی شهرستان را فراگرفته اندتأثیر مثبتی برمیزان بارش بخصوص در دامنه های شمالی قره داغ داشته است بطوری که ریزش های جوی مناسب دراین منطقه باعث شده جنگلهای ارسباران تشکیل شوند.بارندگی منطقه از شهریورماه شروع شده تا آبان ماه سیر صعودی داردو از آذرماه تا دی ماه سیر نزولی به خود می گیردواز بهمن ماه دوباره سیرصعودی می گیرد.ماههای فروردین واردیبهشت دوره پرباران شهرستان کلیبر است.پس از این دوره میزان بارندگی کاهش یافته ودرماههای تیرومرداد به حداقل می رسد.
ب: رطوبت
هوای منطقه کلیبراز رطوبت متوسط برخورداراست ومیزان آن درساعات شبانه روز فصول مختلف تفاوت زیادی دارد.متوسط رطوبت نسبی درساعات ۳۰/۶صبح در مدت ۴سال از حداقل۶/۵۹درصددر دی ماه تاحداکثر۶۸درصددرآذرماه در نوسان بوده است.متوسط رطوبت نسبی کلیبر۴۳/۶۴درصد می باشد
ج:دما
با توجه به مرتفع و کوهستانی بودن منطقه، شهرستان کلیبراززمستان سرد وتابستان معتدل برخوردار است.معدل ۴سال اخیر دما در شهرستان کلیبرنشانگر این است که سرما حدود پنج ماه از سال(آبان ماه تا اسفند ماه) رادربرمی گیرد.بهمن ماه با داشتن متوسط دمای۵/۲درجه سانتی گراد سردترین ماه سال و مرداد ماه با متوسط دمای ۱/۲۴ درجه سانتی گرادگرمتریم ماه سال می باشد.
ت: باد
بررسی جریان وزش باد به لحاظ جغرافیایی، سرعت و تعداد دفعات وزش نشان می دهد که بادهای محلی باشدت وضعف ازتمامی جهات به این منطقه وارد می شوند ولی بادهای غالب بیشتر از شمال غربی و جنوب غربی به شهرستان کلیبر می وزند.از آبان تا فروردین بادهای شدید با جهت جنوب غربی به منطقه واردمی شوندبیشتر جهت شمال غربی دارند.
۹-۲-۴- کاربری اراضی شهرستان کلیبروفعالیتهای کشاورزی
شناسایی کاربری اراضی از بخشهای مهم برنامه ریزی اصولی دریک حوزه جغرافیایی می باشد.شرایط طبیعی زمین مانند موقعیت قرارگیری، خصوصیت توپوگرافی(ارتفاع وشیب)نوع خاک، وضعیت پوشش گیاهی و گونه های متنوع آن، شرایط اقلیمی و صنایع طبیعی موجود از جمله عواملی هستند که نوع کاربری زمین را تعیین می کنند. از کل اراضی شهرستان کلیبر بیش از ۳۲ درصد یعنی بیشترین سهم از اراضی طبقه بندی شده در این سطح مربوط به جنگل(متراکم، نیمه متراکم، وکم متراکم) با ۸/۱۲۱۰۰۲هکتار می باشدو همچنین سهم اراضی مرتعی با ۵/۱۹۰۸۹۱هکتار۰۷/۵درصد از سطح شهرستان می باشدکه به عنوان یکی از مناطق کوهستانی و جنگلی در استان مشخص گردیده است.
جدول۴-۴:اطلاعات مربوط به انواع کاربری اراضی شهرستان کلیبر(اطلاعات مربوط به۱۳۸۸ می باشد)

لایه هکتار
جنگل(متراکم، نیمه متراکم، کم متراکم) ۸۲۴۵/۱۲۱۰۰۲
مراتع(متراکم، نیمه متراکم، کم متراکم) ۴۸۲۶/۱۹۰۸۹۱
اراضی کشاورزی(آبی، دیم، مخلوط) ۸۳۹/۵۶۰۶۳
اراضی بایر(بایر، شور، مرطوب) ۵۷۵۴۳/۵۶۰۱
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

هرچند هریک از سدهای مذکور بطور مستقیم به منظور ایجاد و توسعه گردشگری احداث نشده است ولی بصورت غیرمستقیم و درصورتی که مورد توجه قرارگیرند می توانند به عنوان یک پتانسیل برای جذب گردشگر وجاذبه گردشگری نیزتبدیل شوند.
۸-۲-۴- توپو گرافی منطقه
کلیبردر یک منطقه کوهستانی واقع شده است وبجزگوشه شمال شرقی شهرستان و قسمتی از دشت مغان که جلگه ای است، بقیه نقاط شهرستان کاملا کوهستانی می باشد.این شهرستان ازنظر زمین شناسی در زون ساختاری البرز- آذربایجان قراردارد.ازحدود کلیبر تا اهر دورشته ارتفاعات قرارگرفته است که در شرق کلیبر کوههای گشت سر با ارتفاع ۲۹۰۸متراز شمال به جنوب تا حوالی اهرکشیده شده است و رشته کوه های پالیشکوه با ارتفاع ۲۰۵۴متر درشما شرقی واقع شده اند.ازنظرشکل ظاهری، منطقه کلیبر را می توان به مناطقی تقسیم نمود که قسمت شمالی آن پست ترین منطقه به شمار می رود.که در کنار رود ارس ۲۰۰متراز سطح دریا ارتفاع داردوبلندترین ارتفاع شهرستان۲۹۴۶متردرقله کوه قندران باشی درمنطقه جنوب شهرستان واقع شده است.شیب عمومی زمین با وجود تنوع در جهت آن در حالت کلی به سمت شمال بوده که در نهایت به دره رود ارس ختم می شود.ازقلل و ارتفاعات قره داغ دراین منطقه می توان قله ۲۹۰۸متری گشت سر، ۲۶۰۰متری شیپور، ۲۷۶۱متری سایگرام و ۲۹۴۶ متری قندران باشی در جنوب و جنوب غربی شهر کلیبر را نام برد.
اقلیم
اقلیم عبارت از میانگین های شرایط جوی درازمدت، که خودمتأثر از عامل توپوگرافی، ارتفاع دوری ونزدیکی به دریا، عرض جغرافیایی و جریانات اتمسفروسیستمهای جوی میباشد.بررسی و شناخت وضعیت اقلیمی هر منطقه می تواند راهنمای مناسبی جهت استفاده از امکانات طبیعی محیط وکاهش اثرات نامطلوب آن و ایجاد شرایط راحت باشد.
الف:بارش
بارش های جوی شهرستان کلیبر ناشی از ورود توده هوایی مدیترانه است که از روی سوریه، لبنان و ترکیه عبور نموده و سپس آذربایجان را تحت تأثیر قرارمی دهدوباعث بارندگی و در مواردی کاهش شدید دما می گردد.ورود جریان هوایی اطلس شمالی نیز با سرمای شدید وبارش برف همراه است.سایر جریانات هوایی(جریان هوای سیبری، آسیای مرکزی، جریانات نواحی شمالی، تأثیر اندکی برروی بارشهای منطقه دارند.موقعیت جغرافیایی شهرستان کلیبروجهت گیری کوههای مرتفع که حاشیه جنوبی شهرستان را فراگرفته اندتأثیر مثبتی برمیزان بارش بخصوص در دامنه های شمالی قره داغ داشته است بطوری که ریزش های جوی مناسب دراین منطقه باعث شده جنگلهای ارسباران تشکیل شوند.بارندگی منطقه از شهریورماه شروع شده تا آبان ماه سیر صعودی داردو از آذرماه تا دی ماه سیر نزولی به خود می گیردواز بهمن ماه دوباره سیرصعودی می گیرد.ماههای فروردین واردیبهشت دوره پرباران شهرستان کلیبر است.پس از این دوره میزان بارندگی کاهش یافته ودرماههای تیرومرداد به حداقل می رسد.
ب: رطوبت
هوای منطقه کلیبراز رطوبت متوسط برخورداراست ومیزان آن درساعات شبانه روز فصول مختلف تفاوت زیادی دارد.متوسط رطوبت نسبی درساعات ۳۰/۶صبح در مدت ۴سال از حداقل۶/۵۹درصددر دی ماه تاحداکثر۶۸درصددرآذرماه در نوسان بوده است.متوسط رطوبت نسبی کلیبر۴۳/۶۴درصد می باشد
ج:دما
با توجه به مرتفع و کوهستانی بودن منطقه، شهرستان کلیبراززمستان سرد وتابستان معتدل برخوردار است.معدل ۴سال اخیر دما در شهرستان کلیبرنشانگر این است که سرما حدود پنج ماه از سال(آبان ماه تا اسفند ماه) رادربرمی گیرد.بهمن ماه با داشتن متوسط دمای۵/۲درجه سانتی گراد سردترین ماه سال و مرداد ماه با متوسط دمای ۱/۲۴ درجه سانتی گرادگرمتریم ماه سال می باشد.
ت: باد
بررسی جریان وزش باد به لحاظ جغرافیایی، سرعت و تعداد دفعات وزش نشان می دهد که بادهای محلی باشدت وضعف ازتمامی جهات به این منطقه وارد می شوند ولی بادهای غالب بیشتر از شمال غربی و جنوب غربی به شهرستان کلیبر می وزند.از آبان تا فروردین بادهای شدید با جهت جنوب غربی به منطقه واردمی شوندبیشتر جهت شمال غربی دارند.
۹-۲-۴- کاربری اراضی شهرستان کلیبروفعالیتهای کشاورزی
شناسایی کاربری اراضی از بخشهای مهم برنامه ریزی اصولی دریک حوزه جغرافیایی می باشد.شرایط طبیعی زمین مانند موقعیت قرارگیری، خصوصیت توپوگرافی(ارتفاع وشیب)نوع خاک، وضعیت پوشش گیاهی و گونه های متنوع آن، شرایط اقلیمی و صنایع طبیعی موجود از جمله عواملی هستند که نوع کاربری زمین را تعیین می کنند. از کل اراضی شهرستان کلیبر بیش از ۳۲ درصد یعنی بیشترین سهم از اراضی طبقه بندی شده در این سطح مربوط به جنگل(متراکم، نیمه متراکم، وکم متراکم) با ۸/۱۲۱۰۰۲هکتار می باشدو همچنین سهم اراضی مرتعی با ۵/۱۹۰۸۹۱هکتار۰۷/۵درصد از سطح شهرستان می باشدکه به عنوان یکی از مناطق کوهستانی و جنگلی در استان مشخص گردیده است.
جدول۴-۴:اطلاعات مربوط به انواع کاربری اراضی شهرستان کلیبر(اطلاعات مربوط به۱۳۸۸ می باشد)

لایه هکتار
جنگل(متراکم، نیمه متراکم، کم متراکم) ۸۲۴۵/۱۲۱۰۰۲
مراتع(متراکم، نیمه متراکم، کم متراکم) ۴۸۲۶/۱۹۰۸۹۱
اراضی کشاورزی(آبی، دیم، مخلوط) ۸۳۹/۵۶۰۶۳
اراضی بایر(بایر، شور، مرطوب) ۵۷۵۴۳/۵۶۰۱
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.