اقلام تعهدی

 

 

 

CFO

 

 

جریان وجه نقد عملیاتی

 

 

تست جارک برا

 

این آزمون جهت بررسی ادعای مطرح شده در مورد توزیع داده های یک متغیر کمی مورد استفاده قرار می گیرد.
H0 : توزیع نرمال است (ادعا)
H1 : توزیع نرمال نیست
نتیجه یک خروجی است که تعداد داده ها ، پارامترهای مورد نظر در بررسی وجود توزیع ، قدرمطلق بیشترین انحراف ، بیشترین انحراف مثبت ، بیشترین انحراف منفی ، مقدار آماره Z ، و مقدار sig را ارائه می کند .چون sig کمتر از ۵ درصد است H0 رد شده و ادعای نرمال بودن تخفیفات پذیرفته نمی شود و در صورتی که بالاتر از ۵% باشد نرمال است. مشخص می شود که توزیع تمام متغیرهای پژوهش نرمال هستند.
جدول ۴- ۱۲ آزمون جارک برا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

X NDAC LNASSET DELTAEARN DAC CFO
آماره جارک برا ۵٫۲۶۳ ۳٫۶۶۲ ۴٫۴۶۳ ۰٫۶۹۴ ۲٫۹۴۰ ۱٫۰۰۹
سطح معنی داری ۰٫۰۷۲ ۰٫۱۶۰ ۰٫۱۱۶ ۰٫۷۰۷ ۰٫۳۲۸ ۰٫۶۰۴

 

با توجه به نتایج هر دو آزمن می توان اشاره نمود که داده های آزمون نرمال هستند و می توان از رگرسیون استفاده نمود. به عبارت دیگر در سطح معنی داری ۹۵% فرض صفر مبنی بر نرمال بودن داده ها رد نمی شود.

 

مانایی

 

سریهای زمانی، یکی از مهمترین داده های اماری مورد استفاده در تجزیه و تحلیل تجربی هستند. در تحقیقات همواره چنین فرض شده که سری زمانی ماناست و اگر این حالت وجود نداشته باشد، آزمون های اماری که اساس آن ها بر پایه t ، F، خی دو و … بنا شده است، مورد تردید قرار می گیرد. از طرفی اگر متغیرهای سری زمانی مانا نباشد، ممکن است مشکلی به نام رگرسیون کاذب بروز کند.
یک متغیر سری زمانی وقتی ماناست که میانگین، واریانس و ضریب خود همبستگی آن در طول زمان ثابت باقی بماند.
مانایی دو حالت دارد: ضعیف و قوی. ما معمولا حالت ضعیف را بررسی می کنیم. اگر تمامی گشتاورها در طول زمان ثابت باشد، سری، مانای قوی است؛ ولی اگر گشتاورهای مرتبه اول و دوم ثابت باشد سری مانای ضعیف است.
H0 داده ها دارای ریشه واحد هستند
H1 داده ها دارای ریشه واحد نیستند (مانا بودن داده ها)
با توجه به این موضوع که داده های مورد نظر در این پژوهش در جدول زیر با استفاده از آماره نرمال بررسی شده است، می توان بیان داشت که داده ها مانا هستند.

۶۶٫ توجهی، عبدالعلی و نجفی ابرند آبادی، علی حسین، بزه دیده شناسی و مشکل بزه دیدگی های گزارش نشده، فصلنامه مدرس، دوره سوم، شماره ۴ ۱۳۷۸
۶۷٫ حبیب زاده، محمد جعفر و نجفی ابرند آبادی، علی حسین و کلانتری، کیومرث، تورم کیفری، عوامل و پیامدها، فصلنامه مدرس، شماره ۴ ، دوره ۵ ، ۱۳۸۰
۶۸٫ حبیب زاده، محمد جعفر و کوراهی مقدم، کیانوش، ماده ۶۳۸ ق. م. ا. و رویارویی آن با اصل قانونی بودن جرم و مجازات، ماهنامه دانشور، شماره ۳۹ ، سال ۱۳۸۱
۶۹٫ حبیب زاده، محمدجعفر، رژیم قانونی بودن حقوق کیفری، عامل مؤثر در رشد و توسعه، مجله قضایی حقوقی دادگستری، شماره ۲۳، تابستان ۱۳۷۷
۷۰٫ حبیب زاده، محمد جفر و زینالی، حمزه، در آمدی بر برخی محدودیت های عملی جرم انگاری، نامه مفید، شمار ۴۹
۷۱٫ حبیب زاده، محمد جعفر، قتل در فراش، مجله قضایی و حقوقی دادگستری، شماره ۳۲ ، بهار سال ۱۳۸۰
۷۲٫ جناتی، محمد ابراهیم، بلوغ از دیدگاه فقه اجتماعی، کیهان اندیشه، ش ۶۱
۷۳٫ جزایی مقدم، امان اله، قتلهای ناموسی در میان قبایل عرب، مجله قضایی و حقوقی دادگستری، شماره ۳۳
۷۴٫ جرم زدایی از قانون(میز گرد)، مجله قضایی و حقوقی دادگستری، شماره۴١،١٣٨١
۷۵٫ دلماس مارتی، می ری،از حقوق جزا تا سیاست جنا یی ، ترجمه دکتر علی حسین نجفی ابرند آبادی، نامه مفید، دانشگاه مفید قم ، سال ۱۳۷۶، شماره ۱۱
۷۶٫ رایجیان اصلی، مهرداد، موقعیت اطفال بزهکار ـ بزه دیده در حقوق کیفری ایران، فصلنامه دیدگاههای حقوقی، سال هفتم، شماره ۷، سال ۱۳۸۱
۷۷٫ رایجیان اصلی، مهرداد، تبیین استراتژی عقب نشینی با تحدید دامنه مداخله حقوق جزا و جایگاه آن در ایران، مجله قضایی و حقوقی دادگستری، شماره۴١،۱۳۸۱
۷۸٫ رحیمی نژاد، اسماعیل، تورم جزایی و پیامدهای آن، نامه مفید، دانشگاه مفید، شماره۹ ،۱۳۷۶
۷۹٫ زینالی، حمزه، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و تقابل دیدگاهها در آن، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال سوم، شماره ۹
۸۰٫ زینالی، امیر حمزه، بررسی ماده ۶۳۰ ق . م . ا . از نظرگاه سیاست جنایی و جرم شناسی، مجموعه مقالات زن و حقوق کیفری، قم، سلسبیل، سال ۱۳۸۴
۸۱٫ زینا لی، حمزه،اثرات فقدان حمایت کیفری مناسب از زنان بر بزه دید گی آنان ، فصلنا مه علمی پژوهشی رفاه اجتما عی، سال سوم ، شماره ۱۳
۸۲٫ زینالی، حمزه، نوآوریهای قانون حما یت از کودکان و نوجوا نان و چا لش های فرا روی آن ، فصلنامه رفاه اجتما عی ، سال دوم ، شماره ۷، ۱۳۸۳
۸۳٫ سیاری، علی اکبرو همکاران، بررسی کودک آزاری جسما نی، فصلنامه توان بخشی، سال دوم، شماره ۷و۸
۸۴٫ شجاعی زند، علی رضا، نظم ستیزی و قانون گریزی، نشریه امنیت، شماره ۱۳و۱۴ ، ۱۳۷۹
۸۵٫ شرمن ، لاورنس ، « جرم شناسی و جرم انگاری ، چالش و علم ضمانت اجراهای کیفری »، ترجمه روح الدین کرد علی وند ، مجله قضایی و حقوقی دادگستری شماره۲۳ ،۱۳۷۹
۸۶٫ صادقی، محمد هادی، مقاله بزه پوشی، مجله حقوقی و قضایی دادگستری، شماره ۲۸-۲۹، ۱۳۷۸
۸۷٫ صالحی،صادق، نگرشی بر مسائل و مشکلات قانون در جامعه، مجله اطلاعات سیاسی،اقتصادی شماره ۹و۱۰ ، ۱۳۸۰
۸۸٫ عبدالفتاح،عزت، جرم چیست و معیارهای جرم انگاری کدام است؟،مجله حقوقی دادگستری، شماره ۴۱،۱۳۸۲
۸۹٫ عبد الفتاح، عزت، بزه شنا سی و بزه دیده شنا سی ، ترجمه اسماعیل رحیمی نژاد، نا مه مفید ، شماره ۱۸
۹۰٫ فرزین راد، رویا، تبیین حقوقی مسئولیت کیفری اطفال و نوجوانان، فصلنامه دانش انتظامی، شماره اول، سال نهم
۹۱٫ کاتوزیان، دکتر ناصر، چشم انداز ایران، شماره ۷ ، بهمن و اسفند ۱۳۷۹
۹۲٫ گسن، ریموند، بحران سیاست جنایی در کشورهای غربی، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، مجله تحقیقات حقوقی،شماره ۱۰
۹۳٫ گسن، ریموند، آیا جرم وجود دارد؟ ترجمه علی حسین نجفی ابر ند آبادی، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۹-۳۰ ، ۱۳۷۹
۹۴٫ مهر پور،حسین، سرگذشت تعزیرات، مجله کانون وکلا، شماره ۴۸
۹۵٫ محمدی فرود، حمید، کودک آزاری، ماهنامه اصلاح و تربیت، سال هفتم، شماره ۸۱-۸۰،۱۳۸۰
۹۶٫ مهرپور، حسین، سیر در مبانی فقهی و حقوقی ماده ۶۳۰ ق . م .ا، نامه مفید، شماره۴ ، ۱۳۷۵
۹۷٫ معظمی ، شهلا، حما یت از زنان در برابر خشونتهای خا نگی، فصلنا مه علمی پژوهشی رفا ه اجتما عی، سال سوم، شماره۱۳
۹۸٫ مهر پور، حسین، ضرورت تحول در قانون گذاری، مجله نامه مفید، سال اول ، شماره ۲،قم ۱۳۷۴
۹۹٫ نجفی ابرند آبادی، علی حسین،«مصاحبه با فصلنامه ترجمان حبه»، شماره ۷ و ۸
۱۰۰٫ نجفی توانا، علی، سن مسئولیت کیفری اطفال در مقررات حقوق داخلی و بین المللی، فصلنامه مدرس علوم انسانی، ویژه نامه حقوق، بهار ۱۳۸۴
۱۰۱٫ نجفی ابر ند آبادی، علی حسین، دوران گذر از خشونت و امنیت عمومی، مجله امنیت، شماره ۱۲ و ۱۱ ، سال ۱۳۷۹
و):جزوات و تقریرات
۱۰۲٫ نجفی ابرند آبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی، (بزه کاری مزمن) ، دوره کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق شهید بهشتی، نیم سال نخست سال تحصیلی سال۸۰-۷۹
۱۰۳٫ نجفی ابرند آبادی، علی حسین، تقریرات در س جرم شنا سی ، دوره کا رشنا سی ارشد جزا و جرم شنا سی، دانشگاه حقوق شهید بهشتی نیم سال دوم ۱۳۷۳- ۱۳۷۲
ctstraab:
Criminal is law the most important element of the penal (criminal) system. Governments are trying to prevent or at least redu an dunder controlling the formation of criminal phenomenon by defining the criminal forbidden slimited area , and anticipating the penal executive guarantees for the offenders. How
ever, existing criminalla w is essential for a society but the consequences – caused by approving and executing them cannot be ignored.
In some cases, this criminal law that followed by fighting against criminal, becomes crime eincreasfactor by itself and it, preapre the way and situations for committing of a crime. by inspecting the Islamic punishment law, we understand that the law directly and indirectly can prepare the way for coming of a crime. In some cases by legally prescribing the criminal acts and transferring the judiciary right to ordinary people, directly, it becomes a crime increase factor. Beside, indirect crime increase of Islamic punishment laws, under the deviation of the legal of criminal low regime. Deviating from the rule of protection and assignment unsuitable executive guarantees and decreasing the age of criminal liability is clear and observable.
On the oder side, the view point of legal paternalism and legal moralism and combing the concepts of offence and deviation , accepting punishments as the best solution for fighting against offence and ….. Caused increasing in number of criminal titles. When criminal laws becomes abundant and punishments becomes numerous more than the human’s memory capacity, they cansel to gether and at the end they become Hon senses.
Increasing the criminal titles has no result except increase the prisons criminalpopulace and hurting the individual freedom and social justice and potential crime increase of criminal laws.
Keywords: criminal law, criminalization, ,crime increasevictim increase.

 

پایان نامه رشته حقوق

 

 

    1. ۱- آخوندی- محمود آیین دادرسی کیفری، جلد۴، انتشارات اشراق، (دانشگاه قم)، ۱۳۷۹، ص ۳۹۳ ↑

 

    1. ۱- حبیب زاده، محمد جعفر و نجفی ایرند آبادی، علی حسین و کلانتری، کیورث، تورم کیفری، عوامل و پیامدها، مجله علوم انسانی مدرس،شماره ۴، ۱۳۸۰، ص ۵۹ ↑

 

    1. – عمید، حسن، فرهنگ لغت، جاپ بیست و هشتم، نشر امیر کبیر،۱۳۸۶ ذیل واژه جرم ↑

 

    1. – لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق تهران؛ گنج دانش، ۱۳۸۳، ذیل واژه «جرم» ↑

 

    1. – معین، محمد، فرهنگ فارسی، جلد اول، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، ص ۳۸۸ ↑

 

    1. – نجفی ابرند آبادی، علی حسین و هاشم بیگی، حمید، دانشنامه جرم شناسی، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی،۱۳۷۷، ص۷۷-۷۶ ↑

 

    1. – همان ، ص ۳۱۱ ↑

 

  1. -همان، ص ۱۰۲ ↑

مدیریت سود عبــارتست از کاستن عمـدی نوسان‌های سود که برای شرکت‌ها امری عادی به نظر می‌رسد.
فرهنگ حسابداری کهلر: هر شیوه‌ای که به منظور حذف بی‌نظمی داده‌ها طراحی شده است، همانند نوسان‌های غیرمعمول در یک منحنی که ممکن است در نتیجه شرایط غیر مستمر عملیاتی باشد را هموار سازی سود می‌نامند.
فرآیند مدیریت سود اصولاً یک عمـل سفسطه آمیــز و رندانه است که در محدوده اصول و استاندارهای حسابداری صورت می‌گیرد.
مدیریت سود سود عملــی است که اسبــاب سوء استفاده در گزارشگری مالی را فراهم می‌آورد و استفاده کنندگان صورت‌های مالی باید به این امر واقف باشند.
با توجه به وجود تحقیقات گسترده در زمینه مدیریت سود سود هنوز محققان حسابداری و مالی به تعریفی جامع و فراگیری دست نیافته‌اند و شاید بتوان گفت وجود انواع مختلف مدیریت سود از دلایل این امر باشد .لازم به ذکر است که بدانیم منظور از انواع مختلف مدیریت سود شیوه های متفاوت قابل قبول مدیریت سود می باشد (کاپو[۲۱]، ۲۰۱۰).
” ایکل”[۲۲] انواع سودهای هموار را به صورتی که در قسمت بعدی شرح داده خواهد شد می‌داند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

انواع مدیریت سود

 

انواع مدیریت سود سود در شکل زیر ارائه گردیده است.

 

مدیریت سود طبیعی: [۲۳]

 

این نوع از مدیریت سود سود به جریان‌های سودی گفته می‌شود که از فرآیندهای عملیاتی ذاتاً هموار و واقعی بدست می‌آید. در برخی از صنایع همچون صنایع آب و برق و گاز که قیمت نسبتا ثابتی دارند و یا با نرخ ثابتی در حال رشدند حجم فروش و قیمت‌ها به طور ذاتی هموار است . به عبارتی در مدیریت سود طبیعی سود گزارش شده توسط مدیران دستکاری نشده است و به خودی خودی هموار بوده است .
“آناند موهان جول” و “آنجان وی. تاکور” می گویند که مدیریت سود طبیعی همراه با تصمیماتی است که بر توزیع وجه نقد شرکت تاثیر می گذارد و باعث از بین رفتن ارزش شرکت می شود (برویلته[۲۴]، ۲۰۱۰).

 

سودهایی که به طور طبیعی هموار نیستند و تعمداً توسط مدیریت هموار شده‌اند: [۲۵]

 

این نوع سودها در نتیجه تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیریت واحد تجاری مدیریت سود شده اند و به تشریح آن می پردازیم :

 

مدیریت سود واقعی( مدیریت سود معاملاتی یا اقتصادی): [۲۶]

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

این نوع از مدیریت سود سود توسط مدیریت صورت می‌گیــــرد و مدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می‌کند و روی آنها تاثیر می‌گذارد این نوع از رویدادها که توسط مدیریت کنترل می‌شود بر جریان وجه نقد تاثیر می‌گذارد مثـل فروش ‌های زودرس یا برعکس آن به تاخیر انداختن فروش واحد تجاری . از آنجائی که کنترل رویدادهای اقتصادی مستقیماً برسودهای آتی موثر مواقع می‌شود و به عبارتی تصمیمات مدیریت در شناسایی درآمدها و هزینه ها مستقیما بر سودهای آتی موثر واقع می شود مدیریت سود از این نوع را مدیریت سود واقعی می‌نامند (کاپو[۲۷]، ۲۰۱۰).

 

مدیریت سود مصنوعی ( مدیریت سود حسابداری):[۲۸]

 

این نوع مدیریت سود ناشی از یک رویداد اقتصادی نمی‌باشد بلکه از اقداماتی ناشی می شود که اصطلاحاً به آن “دستکاری‌های حسابداری” [۲۹] می‌گویند. و تأثیری بر جریانات نقدی واحد تجاری ندارد. به عبارت دیگر مدیریت سود مصنوعی سود صرفاً‌ موجب جابجایی هزینه‌ها و درآمدها بین دوره‌های مالی می‌شود. به عبارتی در این نوع از مدیریت سود تقدم و تاخر در شناسایی درآمدها و هزینه ها باعث هموارشدن سود دوره می گردد . ما در این تحقیق تنها به این نوع مدیریت سود (مدیریت سود مصنوعی) می پردازیم .

 

دستکاری حسابها

 

دستکاری سود Income manipulation عبارت است از تغییر دادن سود توسط مدیران به شکل آگاهانه و با مقاصد خاص .
حسابها با این هدف دستکاری می شوند که تصور بازار از ریسک شرکت را تحت تاثیر قرار دهند . بر این اساس “استولوی” و “برتون” به بسط مدلی پرداختند که این مدل ریسک را به دو بخش متفاوت تقسیم می کند . اولین بخش ریسک با پراکندگی بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گیری می شود . دومین بخش متناظر با ساختار مالی شرکت است و با نسبت بدهی به دارایی سنجیده می شود .در چارچوبی که آنها ارائه داده اند . فعالیت های مربوط به دستکاری حساب ها را در ارتباط با این دو جنبه از ریسک طبقه بندی می کند (کاپو[۳۰]، ۲۰۱۰).
به طور کلی جریان های سود هموار شده را می توان به دو دسته تقسیم کرد :
الف ) جریان های سود هموار به طور طبیعی
ب ) جریان های سود هموار شده به قصد قبلی ( ایکل ۱۹۸۱)
جریان سودهای هموار به طور طبیعی ناشی از آن دسته از فرآیندهای ایجاد کننده سود هستند که جریانی هموار را به خودی خود ایجاد می کنند . از سویی دیگر جریان سود هموار شده با قصد قبلی جریان های سودی هستند که ناشی از تکنیک های مدیریت سود واقعی ، یا مدیریت سود مصنوعی هستند . مدیریت سود واقعی هنگامی رخ می دهد که مدیریت شرکت دست به اقداماتی می زند تا از آن طریق رویدادهای اقتصادی (ایجاد کننده درآمد) را به نحوی سازماندهی کند که منجر به تولید جریانی هموارشده از سود شوند . از سویی دیگر مدیریت سود مصنوعی سود هنگامی است که مدیریت شرکت زمانبندی ثبت های حسابداری را به نحوی دستکاری نماید تا از این طریق جریان های سود را هموار کند(برویلته[۳۱]، ۲۰۱۰). برخی از صاحبنظران تنها مدیریت سود مصنوعی سود را
ابعاد و جوانب و تئوری های مربوط به مدیریت سود:
ابعاد مدیریت سود وسیله ایست برای تحقق فرآیند مدیریت سود سود است داشر و مادکام در تفکیک همواسازی واقعی از مدیریت سود مصنوعی چنین اذعان می دارند (برویلته[۳۲]، ۲۰۱۰):
مدیریت سود واقعی به رویدادهای واقعی که بر اساس یا بدون توجه به تاثیرات مدیریت سود بر سود به عمل آمده است اطلاق می شود . در حالی که مدیریت سود مصنوعی مربوط به آن دسته از روش های حسابداری است که به قصد انتقال درآمدها یا هزینه ها از یک دوره به دوره دیگر اعمال می گردد.
هر دونوع مدیریت سود سود می تواند در مواردی غیر قابل تشخیص باشد . مثلا میزان هزینه های گزارش شده می تواند کمتر یا بیشتر از دوره های گذشته باشد و این کاهش یا افزایش نتیجه تاثیرات عمده بر میزان هزینه ها( مدیریت سود واقعی) یا روش های گزارش(مدیریت سود مصنوعی) بشمار رود (چینگ[۳۳]، ۲۰۱۰).
بر اساس یک طبقه بندی معروف مدیریت سود دارای یک بعد سوم به نام مدیریت سود طبقاتی است. بارینا و همکاران در تفکیک سه جنبه مختلف مدیریت سود به شرح زیر بیان می دارند :
۱- مدیریت سود از طریق رویدادها : مدیریت می تواند رویدادها را طوری زمانبندی نماید که تاثیر بر درآمد گزارش شده ، به تدریج نوسانات موجود را کاهش دهد اگر موانع زمانبندی برنامه ریزی شده وقایع ( مثلا تحقیق و توسعه) تابع قواعد مالی حاکم بر تشخیص مالی وقایع می باشد .
۲- مدیریت سود از طریق تفویض ( انتقال) در طول دور هایی از زمان : با عنایت به وقوع و تشخیص وقایع ، مدیریت دارایی کنترل گسترده تر در تعیین دوره ای است که تحت تاثیر کمی وقایع قرار می گیرد .
۳- مدیریت سود از طریق طبقه بندی : زمانی که ارقام صورت سود و زیان به استثناء سود خالص هدف فرآیند مدیریت سود است مدیریت خواهد بود به واسطه طبقه بندی صورت سود و زیان نوسانات در صورت یاد شده را به مرور زمان کاهش دهد .
آرتورلویت بر این باور است که شرکت های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده می کنند :
۱- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرات
۲- طبقه بندی بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرآیند تحقیق و توسعه ( یک هزینه جاری) به گونه ای که بتوان این مبلغ را یک باره هزینه کرد.
۳- ایجاد بدهیهای سنگین برای شناخت هزینه ها در آینده ( این بدهی ها به عنوان بخشی از خرید ثبت می شوند) و بدین وسیله مصون ساختن سودهای خالص آینده
۴- استفاده از مفروضات غیر واقعی برای برآورد
بدهی ها، در مورد اقلامی مانند برگشت از فروش ، زیان های ناشی از وام ، هزینه های تضمین( خدمات پس از فروش) به گونه ای که بتوان در یک دوره آینده از طریق منعکس کردن تعهدات بلند مدت سود خالص را بهبود بخشید .
۵- گنجاندن اشتباهات عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبنی بر این که مقادیر حائز اهمیت نیستند .
۶- شناسایی وثبت درآمد پیش از این که فرآیند تحصیل درآمد کامل شود .
همچنین تئوری مدیریت سود سود به نقل از گوردون به شرح زیر است :
۱- معیار انتخاب روش های حسابداری توسط مدیر حداکثر نمودن رفاه و آسایش شخصی خویش می باشد .
۲- رفتار و آسایش یه مدیر متناسب با موارد زیر افزایش می یابد :
الف ) امنیت شغلی
ب)افزایش نرخ رشد و سطح درآمد مدیریت
ج) سطح و نرخ رشد شرکت از حیث ابعاد گستردگی
۳- تحقق اهداف مدیریت به شرح مورد (۲) بستگی به رضایت سهامداران نسبت به عملکرد شرکت خواهد داشت چنانچه سایر جوانب یکسان باشد، هر اندازه رضایت سهامداران افزایش یابد به همان نسبت امنیت شغلی، درآمد و غیره مدیریت استحکام خواهد یافت
۴- رضایت سهامداران از شرکت متناسب با متوسط نرخ رشد سود
شرکت افزایش می یابد .
با عنایت به این که چهار قضیه بالا و جود داشته باشد و یا اصولا پذیرفته شده باشد، می توان نتیجه گرفته که یک مدیر در محدوده اقتدار خود قادر است :
۱- سود گزارش شده را یکنواخت کند .
۲- نرخ رشد سود را یکنواخت و هموار نماید .
منظور از ” مدیریت سود “رشد سود آن است که اگر نرخ رشد بالا باشد بتوان با عملیات حسابداری قابل اجرا آنرا کاهش داد و به همین ترتیب عکس قضیه صادق است (چینگ[۳۴]، ۲۰۱۰).

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

انگیزه‌ها و اهداف مدیریت سود سود

تنها کسی که این مطلب را نقل کرده شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) در الامالی است. او میگوید:
قال أخبرنی أبوالحسن أحمد بن محمد بن الحسن بن الولید، قال: حدّثنی أبی، قال: حدّثنا محمد بن الحسن الصفار، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن هارون بن مسلم، عن مسعده بن صدقه، قال: سألت أبا عبدالله جعفر بن محمد‡ أن یعلمنی دعاء أدعو به فی المهمات، فأخرج إلیّ أوراقاً من صحیفه عتیقه، فقال: انتسخ ما فیها فهو دعاء جدّی علی بن الحسین زین العابدین‡ للمهمّات، فکتبت ذلک علی وجهه، فما کربنی شی، قط وأهمّنی إلاّ دعوت به، ففرّج الله همّی وکشف غمّی وکربی، وأعطانی سؤلی، وهو: اللّهم هدیتنی فلهوت… .[۴۰۶]
۳۱ـ منذر بن جُفیر[۴۰۷] بن حکیم عبدی
عربیِ اصیل است و پدرش از روات امام صادق† است.
آثار:
له کتاب
اساتید:
عبیدالله بن ولید وصافی.
شاگردان:
اسماعیل بن مهران، صفوان، محمد بن یحیی خنسی.[۴۰۸]
۳۲ـ اُذینه بن تسلمه (مسلمه) عبدی
شیخ طوسی او را در «باب من روی عن النبی†» آورده است.[۴۰۹]
۳۳ـ جارود بن بن عمرو بن حنش بن یعلی عبدی
شیخ او را در باب «من روی عن النبی†» آورده است.[۴۱۰]
۳۴ـ فُرات بن احنف عبدی
اهل رجال، او را غالی و کذاب خواندهاند.
طبقه:
شیخ او را در اصحاب علی بن الحسین† آورده است و از امام صادق نیز روایت میکند.[۴۱۱]
۳۵ـ بشر بن صلت عبدی
کوفی و ازاصحاب امام صادق† است.[۴۱۲]
۳۶ـ بکر بن محمد عبدی، عابد
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۱۳]
۳۷ـ رقید (رقیه) بن مصقله عبدی کوفی
شیخ او را در اصحاب امام باقر† آورده است.
اساتید:
امام باقر†، مصقله بن کرب بن رقبه.
شاگردان:
فُضَیل بن زبیر، ابراهیم بن عبدالحمید اسدی.[۴۱۴]
۳۸ـ نجم بن حطیم عبدی
برقی، او را غنوی کوفی دانسته است و از اصحاب امام باقر† محسوب میشود.[۴۱۵]
۳۹ـ سفیان بن سعید عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۱۶]
۴۰ـ شِریس بن أبو عماره عبدی
شیخ، او را کوفی و از اصحاب امام صادق† شمرده است.[۴۱۷]
۴۱ ـ عبدالأعلی بن زید ابو شاکر عبدی (العقدی)
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۱۸]
۴۲ـ عبدالواحد بن سلمه عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۱۹]
۴۳ـ عبدالجبار بن مسلم عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۰]
۴۴ـ علی بن سری عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۱]
۴۵ـ علی بن حسن عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۲]
۴۶ـ عباس بن عوف عبدی
بصری و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۳]
۴۷ـ عُمر بن سوید عبدی
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۴]
۴۸ـ عیسی بن ابراهیم عبدی، ابو اسحاق
کوفی و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۵]
۴۹ـ عطاء بن عامر عبدی
از موالی عبدالقیس کوفه و از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۶]
۵۰ـ عبدالعزیز عبدی
از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۷]
۵۱ـ قیس عبدی کوفی
از اصحاب امام صادق† است.[۴۲۸]
۵۲ـ اللیت (لیث) بن لیسان، ابو یحیی عبدی

توافق اندکی بر سر معنای دقیق شایستگی وجود دارد اما معمولاً ویژگی‌های مشترکی بین این تعاریف وجود دارد. که برخی از این تعاریف در جدول شماره ۱، ذکر گردیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده تعریف
مرابیل و ریچارد (۱۹۹۷) در انتخاب شایسته‌ترین‌ها باید به توانایی‌ها، شاخص‌های رفتاری، باورها، ویژگی‌های شخصیتی، نگرشها و مهارت‌های افراد توجه شود.
انجمن ملی شغلی انگلستان برای شرایط احراز شغلی (۱۹۹۷)
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

انجمن ملی شغلی انگلیستان برای شرایط احراز شغلی، شایستگی را به عنوان استانداردهای عملکرد، توانایی ایفای نقش‌های شغلی یا مشاغل بر اساس استاندارد مورد نیاز استخدام، تعریف می‌کند.

 

 

 

بویاتزیس (۱۹۸۲)

 

 

بویاتزیس شایستگی‌ها را به عنوان ویژگی‌های اساسی یک فرد توصیف می‌کند که به صورت علت و معلولی به عملکرد شغلی مؤثر وابسته هستند.

 

 

 

مارللی (۱۹۹۸)

 

 

شایستگی‌ها، توانایی‌های انسانی قابل اندازه‌گیری هستند که برای عملکرد کاری مؤثر، لازمند.

 

 

 

دیویویس (۱۹۹۸)

 

 

شایستگی‌ها، آن مشخصه‌هایی ـ دانش، مهارت‌ها، چارچوب‌های ذهنی، الگوهای فکری، و مانند آنها ـ هستند که به کارگیری آنها چه به صورت مستقل و چه در ترکیبات مختلف، منجر به عملکرد موفقیت آمیز می‌شوند.

 

 

 

له بوترف (۱۹۹۸)

 

 

بیان می‌کند که شایستگی‌ها به خودی خود منابعی برای تشخیص چگونگی عمل کردن، چگونگی انجام دادن یا نگرش‌ها نیستند، بلکه آنها چنین منابعی را تجهیز، یکپارچه و هماهنگ ‌نند. این تجهیز صرفاً مربوط به یک موقعیت است و هر موقعیتی منحصر به فرد است، اگر چه می‌تواند شباهتی به دیگر موقعیت‌های شناخته شده داشته باشد.

 

 

 

سلبی و دیگران (۱۹۹۹)

 

 

شایستگی‌ها را به عنوان توانایی از لحاظ رفتارها توصیف می‌کند.

 

 

 

دبیرخانه هیات خزانه داری کانادا (۱۹۹۹)

 

 

شایستگی، دانش، مهارت‌ها، توانایی‌ها و رفتارهایی هستند که یک کارمند در انجام کارهایش به کار می‌گیرد و آنها اهرمهای کلیدی کارمند برای دستیابی به نتایجی هستند در ارتباط با راهبردهای تجاری سازمان.

 

 

 

پرناود (۲۰۰۰)

 

 

قابلیت جابه جایی نیروهای شناختی مختلف برای رسیدن به یک نوع موقعیت ویژه.

 

 

 

جکسون و شولر (۲۰۰۳)

 

 

شایستگی‌ به عنوان مهارت‌ها، دانش، توانایی‌ها و دیگر ویژگی‌هایی تعریف می‌شوند که یک شخص برای انجام مؤثر یک شغل نیاز دارد.

 

 

 

پیپل سافت (۲۰۰۳)

 

 

مجموعه‌ی از دانش، مهارت‌ها و رفتارهای قابل سنجش و قابل مشاهده که در موفقیت یک شغل یا پست سهیم هستند.

 

 

 

مرسمن و دیگران[۶۳] (۲۰۰۳)

و آزادانه از ساز خود، نوایی بیرون دهد، مگر آنکه مدتهای زیادی سلسله نتها را تمرین کرده باشد و قواعد تصنیف و آهنگ را آموخته باشد. همچنین کار هر تلاشگری، نتیجه دشواری ها و ساختارهایی است که عمیقاً بر ذهن آنان نشسته و درونی شده است ( دورتیه، ۱۳۸۱: ۲۲۹).

 

 

    1. سرمایه: سرمایه در نظر بوردیو به هر نوع قابلیت، مهارت و توانایی اطلاق می شود که فرد می تواند در جامعه بصورت انتسابی یا اکتسابی به آن دست یابد و از آن در روابطش با سایر افراد و گروه ها برای پیشبرد موقعیت خود بهره برد (فکوهی، ۱۳۸۴: ۱۴۵). می توان گفت که سرمایه همان امتیازهای اجتماعی است که افراد بر سر آنها رقابت می کنند. سرمایه می تواند اقتصادی (ثروت)، اجتماعی (مجموعه روابط و پیوندهای قابل استفاده)، فرهنگی که به مفهوم سبک زندگی وبر نزدیک است، مانند تحصیلات و یا حتی نمادین (پرستیژ و کاریزما) که فرد آنها را بکار می گیرد تا به سطوح دیگر سرمایه خود مشروعیت دهد. در مجموع سرمایه ها یک سرمایه کل را برای هر فرد یا گروه اجتماعی می سازند که موقعیت آنها را در جامعه مشخص می کند .
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

عکس مرتبط با اقتصاد

 

  1. تمایز (تشخص): تمایز به معنای مجموعه تفاوتهایی است که بدلیل موقعیت شان وسهم شان از سرمایه های انتسابی و اکتسابی و میدان های زندگی شان به آن گرایش پیدا می کنند.

 

بوردیو در کتاب تمایز نشان می دهد و ثابت می کند که چگونه می توان میان حوزه هایی چون ورزش، غذا، لباس، سلایق هنری و… از یک سو و وضعیت اجتماعی افراد از سوی دیگر رابطه منطقی برقرار کرد. او نشان می دهد در جامعه ای مانند فرانسه در میدان قدرت با عملکردها و سبکهای زندگی ای سروکارداریم که سرگرمی های مورد علاقه آنها اسکی روی آب، تنیس، اسب سواری، شطرنج، پیانو و… است در حالیکه در طیف مقابل ماهی گیری و نواختن و شنیدن دیگر انواع موسیقی سروکار داریم (فکوهی، ۱۳۸۴:۱۴۶).

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  1. خشونت نمادین: خشونت نمادین یا قدرت نمادین یک پتانسیل و امکان اعمال قدرت یا خشونت است که سبب می شود افراد به شدت رفتارهای خود را کنترل کرده و خود را با منشأ بروز آن خشونت هماهنگ کنند. به بیان دیگر خشونتی آرام و پنهان است که با هم داستانی کسی انجام می گیرد که هدف این خشونت قرار دارد. این نوع خشونت، جسم را نشانه نمی گیرد بلکه ذهن را بکار می گیرد (دورتیه، ۱۳۸۱: ۲۳۰). در دیدگاه بوردیو این مفهوم با مفهوم سرمایه نمادین پیوند کاملی دارد. بطور عمده، خشونت نمادین از راه درونی کردن نظام سلطه انجام می گیرد که در آن، کسی که اعمال سلطه می کند و کسی که زیر سلطه قرار دارد هردو ممکن است بصورتی ناخودآگاه نظام سلطه را چنان درونی کنند که بصورت خودکار در حرکت های روزمره در انتخابها و در تمام ابعاد زندگی شان آن را دائماً تولید و بازتولید کنند (فکوهی، ۱۳۸۴: ۱۴۶).

 

به این ترتیب بوردیو طرفدار موضعی است که در عین ساختارگرا بودن، عوامل انسانی را نیز در نظر داشته باشد. این هدف، او را که در زمان دانشجویی ، تحت تسلط اگزیستانسیالیسم سارتر قرار داشت، بسوی موضع ذهنیت گرایانه کشاند. از طرف دیگر، پدیده شناسی، نظریه کنش متقابل نمادین و روش شناسی مردمنگارانه، نمونه های ذهنیت گرایی به شمار می آید که بر نحوه تامل، تبیین و بازنمود جهان اجتماعی، از سوی کنشگران تاکید می کند و آن ساختارهای اجتماعی را که این فراگردها در آن وجود دارند، نادیده می گیرند. به نظر بوردیو، این نظریه ها، ساختارها را به حساب نمی آورند. از این رو برخلاف این دو دسته، او بر رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای عینی و پدیده های ذهنی تاکید می کند و برای دوری جستن از تعارض میان آنها، بر عملکرد تاکید می کند که بنظر او، پیامد رابطه دیالکتیکی میان ساختار و عاملیت است. عملکردها بگونه عینی تعیین نمی شوند، اما با این حال، محصول اراده آزاد هم نیستند. او بخاطر علاقه اش به رابطه دیالکتیکی میان ساختار و شیوه ساخت واقعیت اجتماعی از سوی انسانها، به جهتگیری نظری اش، عنوان ساختارگرایی ساخت گرایانه یا ساختارگرایی تکوینی می دهد. از دیدگاه او، ساختارها تعیین کننده ادراک و ساخت هستند که در جهان اجتماعی رخ می دهند (ریتزر، ۱۳۸۶ : ۷۲۰-۷۱۵).
در ارزیابی این نظریه لازم به ذکر است به نظر برخی از صاحب نظران، در جامعه شناسی بوردیو تحلیل دگرگونی های اجتماعی وجود ندارد و از این رو این یک جامعه شناسی ایستا است.ضمن آنکه در بطن اندیشه بوردیو پارادوکسی وجود دارد که جا را برای تناقضات باز می گذارد. بوردیو از یک سو اهمیت فرهنگ را باز می شناسد و بر صورت نمادین در نظم و در عمل تأکید می کند، اما از سوی دیگر عمیقاً ماتریالیست و دترمینیست است (توسلی (ب)، ۱۳۸۳: ۲۵).
۲-۵-۳- آنتونی گیدنز
اندیشه های گیدنز به واسطه سنتز و ترکیبی بودن، مختص یک حوزه خاص نیست و آثار و افکار وی در حوزه های نظریه اجتماعی، ساختار طبقاتی، هویت شخصی و اجتماعی، تاریخ اندیشه اجتماعی، رابطه انسانی، جامعه شناسی خانواده، جنیست، نخبگان و قدرت، اندیشه سیاسی، ساختار جامعه و… قابل تبیین و تشریح است. اما در اندیشه گیدنز، مسئله راه سوم و سوسیال دموکراسی، نظریه ساختاربندی، دوگانگی ساخت، مدرنیته و جهانی شدن از همه مهم تر است.

«از نظر روان شناختی، سوءاستفاده جنسی و تجاوز به عنف منشأ بسیاری از اختلالات روانی مانند فوییها، اضطراب و افسردگی میباشد».[۲۱]
بلامبرگ پنهانترین نوع کودک آزاری را، آزار جنسی میداند، ماهیت پنهان این عمل شرمآور موجب عدم افشاء این پدیده میباشد. سوءاستفاده جنسی توسط هر فرد بزرگسالی قابل انجام میباشد. ممکن است که این عمل توسط اعضای خانواده و یا محارم تحت عنوان «زنای با محارم» و یا به وسیله اشخاص دیگری صورت گیرد.[۲۲]
با ظهور دین مسیح سوءاستفاده جنسی از کودک ممنوع و شرم آور اعلام شد. با افزایش قدرت کلیسا این عمل عنوان مجرمانه به خود گرفت و مرتکبین این اعمال مجرم معرفی شدند.
«اکنون بر اساس یافتههای بالینی، ویژگیهای رفتاری-روانی بزه دیدگان جنسی مورد کاوش قرار گرفته است. در حال حاضر سوءاستفاده جنسی را منشأ بسیاری از اختلالات شخصیتی میدانند».[۲۳]
آزار جنسی مانند آزار فیزیکی اشکال متفاوتی دارد: تجاوز به عنف، زنای با محارم، تجاوز براساس تعریف قانون موضوعه، لمس کردن تحریکآمیز و سایر اشکال رایج. علاوه بر رفتارهای جنسی متداول راههای دیگری برای استشمار جنسی کودکان وجود دارد. آنها ممکن است برای کسب درآمد والدین، سرپرستان و سایر دلالان محبت مجبور به تن دادن به فحشا شوند. سوء استفاده از کودکان در موضوع پورنوگرافی (فیلمها – مجلهها) موجب استشمار جنسی – تجاری کودکان میشود.
مرکز ملی سوءاستفاده و غفلت، آزار جنسی را مواردی میداند که کودک برای کسب لذت جنسی یک شخص بزرگسال از طریق مقاربت یا تماس جنسی او مورد سوء استفاده قرار میگیرد. در یک تعبیر کلی میتوان کودک آزاری جنسی را به هر نوع تماس شخص بزرگسال با کودک در جهت تامین نیازهای جنسی خویش تعبیر نمود.[۲۴]
البته با توجه به اینکه سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی در هر کشوری با توجه به متغیرهای فرهنگی متفاوت است، میتوان تعریف فوق را چنین تکمیل کرد: هر نوع تماس فرد بزرگسال با کودکی که به سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی نرسیده است، به منظور ارضاء نیازهای جنسی خویش،کودک آزاری تلقی میشود.
همان گونه که پیش از این ذکر شد کودک آزاری جنسی به اشکال و انواع گوناگون صورت میگیرد که بر حسب ضرورت به ذکر دو مورد آن میپردازیم:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

 

 

۲-۱- زنای با محارم

 

دکتر کاپلان سادوک، رابطه جنسی میان افراد دارای رابطه خونی با یکدیگر را زنای با محارم مینامد. در یک تعریف گسترده میتوان رابطه رسمی یا غیر رسمی جنسی میان افرادی که از لحاظ فرهنگی این رابطه مجاز شناخته نشده باشد، را زنای با محارم نامید.
کمترین موارد زنای با محارم مربوط به رابطه جنسی مادر و پسر است، دخترها بیش از پسران قربانی زنای با محارم میشوند در ایالت متحده امریکا حدود یک سوم از ۱۵ میلیون نفر قربانی زنای با محارم زیر ۹ سال سن داشتهاند.
موقعیت اقتصادی خانواده نقش مؤثری در وقوع زنای با محارم ندارد، مسئله قابل تأمل این است که این موضوع در خانوادههای دارای ثبات اقتصادی، بیشتر پنهان میماند.
در بروز این پدیده میتوان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، فیزیولوژیکی و عوامل روانی اشاره نمود.
زندگی در روستاهای دور افتاده و کم جمعیت که امکان دسترسی به رابطه جنسی با افراد گوناگون را نمیدهد نیز در بروز این معضل مؤثر میباشد. در بعضی از موارد مهاجمان، افرادی دارای ضریب هوشی پایین و یا دچار اختلال روانیاند.
برخی زنای با محارم را به هر نوع فعالیت جنسی میان اعضای یک خانواده میدانند که الزاماً وجود یک رابطه نسبی ضرورت ندارد.[۲۵]
«معمولاً در زنای محارم کودکان نابالغ در سنین ۴ الی ۱۲ سال مورد سوء استفاده قرار میگیرند».[۲۶]

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۲- فحشاء کودکان

 

برخی فحشاء کودکان را شرکت آنان را در فعالیتهای جنسی با هدف کسب منافع میدانند. بیشتر فاحشههای خردسال، کودکانی هستند که تجربه تلخ و هولناک سوءاستفاده جنسی توسط یکی از محارمشان را داشتهاند و برای رهایی از تکرار این فاجعه از خانه گریختهاند. این کودکان برای ادامه حیات در محیط خشن و بیرحم جامعه و برای تهیه خوراک و پوشاک خود به ناچار به فحشاء روی میآوردند.

 

۳- آزار عاطفی و روانی

 

هر گونه رفتار نا مناسبی که بر عملکرد رفتاری،شناختی،عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد گفته می شود.
آزار روانی (عاطفی) بهطور معمول یکی از پی آمدهای آزار جنسی و جسمی میباشد، اما در بسیاری از موارد بهطور مجزا نیز روی میدهد. کایریس و همکارانش آزار روانی را اینگونه تعریف کردهاند: بدرفتاری روانی در بچهها زمانی روی میدهد که شخص به کودک القا کند که وی موجودی بیارزش، معیوب، منفور، ناخواسته و مخاطرهانگیز میباشد. و ارزشش فقط به جهت برآورده کردن نیازهای دیگران میباشد.کلیه موارد فوق در صورتی که شدید و تکراری باشد، آزار روانی را به دنبال دارد. و اینکه آزار عاطفی به معنای از بین بردن روح و توانایی و عواطف کودک میباشد. هم چنین بنتوسیم ۱۹۸۷ آزار عاطفی را یکی از شدیدترین آزارها دانسته و بیان کرده است که میتواند زمینه ساز آزار جسمی باشد و به عنوان ویران کردن منظم احساس لیاقت کودک (لیاقت به عنوان توانایی کارکرد در زمینههای اجتماعی تعریف شده است) مثلاً سپر بلا کردن، طرد یا انکار منظم تجارب اجتماعی وی میباشد.
آزار عاطفی انواع مختلفی دارد که میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
تحقیر کردن، بیارزش شمردن، مسخره کردن، تهدید کردن، جدا کردن کودک، داشتن خواستههای دو گانه و نامشخص از کودک، اعمال فشار روی کودک جهت بکارگیری رفتارهای ضد اجتماعی مانند خرید و فروش مواد مخدر و سرقت در معرض خشونتهای خانوادگی قرار دادن، مانند کتک خوردن مادر توسط پدر در منزل، حضور کودک در زمان تهاجمات کلامی والدین نسبت به هم.
(براساس تعریف ارائه شده در کنفرانس بینالمللی «آزار عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان» در سال ۱۹۸۳ هر نوع رفتاری که با توجه به معیارهای اجتماعی و روان شناختی برای کودک مخرب شناخته شود، آزار روانی محسوب میگردد. به عبارت دیگر هر قسم از رفتار که منجر به ایراد آسیب به رشد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی شود آزار عاطفی و روانی نامیده میشود).[۲۷]
براساس عقیده برخی از متخصصان، آزار عاطفی کودکان به دو نوع آزار فعال (فعل) و آزار غیرفعال (ترک فعل) طبقهبندی میشود. آزار فعال میتواند به شکل آسیب کلامی، رفتار تهدید آمیز، شکنجه روانی عمدی، القای عمدی ترس، خشم و اضطراب در ذهن کودک به طرز شفاهی و با اهدافی نظیر تحقیر و پست نمودن کودک صورت گیرد. شکل غیر فعال، ترک فعل آزار عاطفی متداولتر از نوع فعال آن میباشد. این نوع آزار شامل محرومیت از عشق والدین، محرومیت از تحصیل و تمام اشکال محرومیتهای عاطفی است.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۴- آزار ناشی از غفلت و مسامحه

 

آزار ناشی از غفلت یا مسامحه عبارت است از توجه نکردن به نیازهای اساسی کودک مانند تغذیه،بهداشت،پوشاک عبارت است از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد طبیعی و نمو کودک نیاز هست ویا کودک را در معرض خطر قرار دادن میباشد. مسامحه یا غفلت به صورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی عدم تامین نیازهای روحی هیجانی و آموزشی کودک، ترک طفل و بحال خود رها کردن کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعییت تحصیلی و بی توجهی به ترک مدرسه و نیز کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن میباشد.[۲۸] سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک در بین دختران و پسران در سنین مختلف و در تمام گروههای قومی و تمام سطوح اجتماعی و اقتصادی مشاهده میشود. و میزان آن به طرز نگران کننده ای روبه افزایش است.
سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک با طیف وسیعی از مشکلات هیجانی و نشانههای روانپزشکی همراه است. کودکانی که کتک خورده یا سوزانده میشوند، یا بهطور مکرر مورد تهاجم جنسی قرار میگیرند و یا از غذا و پوشاک و سرپناه محروم میشوند ممکن است تلف شوند و یا زنده بمانند و با پیامدهای آن جدال کنند. در اکثر موارد در زنای با محارم، کودکان مورد سوء استفاده جنسی تهدید میشوند که اگر اسرار خانواده را برملا سازند مورد سوء رفتار بیشتر و ترک شدن قرار خواهند گرفت، چنین رفتاری آنها را در موقعیت لاینحل تحمل سوء رفتار مداوم، سکوت خاموشی و یا خطر از دست دادن کامل خانواده رها میسازد. در کودکانی که مورد سوءرفتار جسمی یا جنسی قرار گرفتهاند، بسیاری از اختلالات روانپزشکی از جمله اضطراب، رفتار پرخاشگرانه، اندیشهپردازی پارانوئید، اختلال استرس پس آسیبی (P.T.S.D)، اختلالات افسردگی و افزایش خطر رفتار انتحاری مشاهده میشود.[۲۹]
هر ساله در ایالات متحده سوء رفتار و مسامحه با کودکان منجر به ۱۱۰۰ مورد مرگ میشود. تقریباً از هر سه یا چهار دختر و از هر هفت تا هشت پسر یک نفر تا سن ۱۸ سالگی مورد تهاجم جنسی واقع میشود. میزان بروز واقعی احتمالاً بالاتر از این تخمینها است، زیرا بسیاری از کودکان قربانی بدرفتاری شناسایی نمیشوند و بسیاری دیگر تمایلی به گزارش سوء رفتار ندارند.[۳۰]
عوامل زیادی در بروز سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان نقش دارد. والدین آزار دهنده اغلب خود قربانی سوء رفتار جنسی و جسمی بوده و در خانواده خود مدتها در معرض خشونت و درد و عذاب بودهاند که این عوامل در پیدایش پرخاشگری نقش زیادی دارد. بنابراین والدینی که خود آماج تنبیه بدنی و رفتارهای خشونت بار و بیرحمانه بوده اند ممکن است بدرفتاری را با کودکان ادامه دهند، عدهای معتقدند که روش آنها راه معقولی برای آموزش انضباط است در مواردی دیگر والدین در مورد روشهای تربیتی توأم با سوء رفتار خود مردد هستند ولی بدلیل فقدان مکانیسمهای سازگارا، ناگزیر به تقلید رفتار پدر و مادر خود متوسل میشوند.[۳۱]
اعمال بیتوجهی میتواند شامل مورد زیر باشد:
بی کفایتی والدین در ایفای نقش خود،قطع مراقبت مادری،محرومیت عاطفی و اجتماعی، جدایی والدین،بی تفاوتی،تحریک بیشتر یا کمتر از حد و عدم توفیق در درک یا پیش بینی نیازهای کودک در مراحل مختلف رشد باشد.[۳۲]

 

۵- آزار تجاری

 

 

۵-۱- به منظوراعمال منافی عفت

 

اطفال به صورت مختلف موردسوء استفاده قرار میگیرند تجاوز جنسی. به حقوق کودک به صورت مشاهده بچه، ارتباط جنسی در وسایل سمعی و بصری، تلویزیون، اینترنت و سینما دارای اشکال مختلف میباشند. زود رس شدن بلوغ و تمایلات جنسی، رابطه نا مشروع با محارم، بیماری روحی و اختلالات روانی ثمره تحمیل این شرایط بر اطفال بهویژه دختران نوجوان میباشد، برخی از اعمال پیش گفته از قدیم الایام وجود داشته است ولی مشکل جدیدی از استثمار و بردگی جنسی نسبت به نوجوانان به ویژه دختران در سالهای اخیر بوجود آمده است که نگرانی شدید جوامع بینالمللی را بر انگیخته است. امروزه قاچاق زنان و کودکان برای فحشاء و خود فروشی یکی از سودآورترین تجارت بعد از قاچاق مواد مخدر میباشد.بر آوردها حاکی است که سالانه هفت میلیارد دلار سود حاصله از قاچاق ۴ میلیون نفر زنان و اطفال در جهان میباشد. روش قاچاق گاهی به صورت آدم ربایی، گاهی تهدید والدین دختران، و بعضاً با خرید آنان از والدین میباشد. سن این بردگان نوین دنیای مدرنیسم بین ۱۲تا ۱۸ سال در نوسان است. طبق آمار سازمان امنیت و همکاری اروپا در حال حاضر ۱۰۰ هزار نفر اوکراینی در مراکز فحشای اروپای غربی کار میکنند و سالانه بین ۷۰۰ هزار تا دو میلیون نفر زن و کودک قربانی برده داری دنیای امروز میباشند. به هر کیفیت فقدان کار مناسب در کشور، ناکافی بودن در آمد، پایین بودن در آمد سرانه، اعتیاد والدین از عوامل بروز و ظهور این تجارت سیاه و بردهداری نوین گردیده که قربانیان سیه روز آن را دختران و کودکان بی پناه تشکیل میدهند.[۳۳]
قاچاق کودکان یکی از معضلات امروز است که همه کشورها به نوعی درگیر آن هستند. کشور ایران معمولاً به عنوان کشور مبداءو ترانزیت محسوب میشود که البته در مورد آن آمار رسمی وجود ندارد وی در مورد بروز قاچاق اطفال اظهار میدارد فقر یکی از دلایل آن است که افراد به منظور دست یافتن به آینده بهتر و موقعیت شغلی بهتر از اطفال سوءاستفاده میکنند و همچنین نبود سر پرست به دلیل جدایی والدین یا فوت آنها کودکان را به عنوان طعمه مطرح میکنند.[۳۴]
یکی از ویژگیهای قاچاق انسان بینالمللی بودن آن میباشد به طوری که جهانی شدن اقتصاد، امکان ایجاد شبکههای جهانی برای ارتکاب جرم را فراهم ساخته است. در عصر فناوری اطلاعات، مجرمین بینالمللی به راحتی با یکدیگر ارتباط بر قرار میکنند.
چنانچه اینترنت و سرویس گپ زنی (چت) بهترین وسیله برای ارتباط شنیداری و حتی دیداری چندین مجرم از نقاط مختلف جهان در آن واحد است همین امر منجر به تسهیل جرم قاچاق اشخاص به قصد بهره کشی جنسی گردیده است. مطالعات نشان میدهد که دلالان نخست قربانیان را بعنوان پرستار بچه، پیش خدمت یا هر فرصت کاری مناسبی که در خارج پیش می آید وارد گروه می کنند، بعد از گرفتار شدن آنها قربانیان خود را از طریق ضبط اوراق هویت و گذرنامه، تهدید خانوادگی، بدهکار ساختن، خشونت و شکنجه کنترل می کنند.[۳۵]

 

۵-۲- به قصد تجارت اعضای بدن

 

موضوع کودک آزاری از نظر پزشکی زمانی مطرح میشود که مسائل بهداشتی یا درمانی بدون کنترل و مراقبت صحیح انجام می شود.موضوع کودک آزاری ناشی از مراقبتهای پزشکی بسیار داغ و پر سر و صدا است که تبعات قانونی زیادی را در بر دارد. فراهم نیاوردن یا اجازه ندادن والدین به انجام درمانهای طبی لازم بر پایه عقاید مذهبی یکی از این مواردی است که این امر بر درک غلط یا بیمبالاتی استوار است. کودک آزاری پزشکی به صورتهای مختلف ظاهر میشود. قاچاق اعضای بدن کودکان و امتحان داروهای جدید پزشکی روی کودکان
بیسرپرست شبانه روزیها از جمله مواردی است که خبرگزاریها هر از چند گاهی اخباری را در این زمینه مخابره میکند. بر پایه یک خبر که در ماه مه ۱۹۹۷ به نقل از یک خبرگزاری غربی در روزنامهها منتشر شد پژوهشگران غربی با مردم فقیر کشورهای آفریقایی مانند موشهای آزمایشگاهی رفتار میکنند و داروهای تایید نشده بیماری ایدز را روی زنان باردار فاقد ویروس ایدز آزمایش میکنند. بهدلیل کارا نبودن این قبیل داروها، ویروس ایدز از مادر به نوزاد انتقال یافته است وصدها کودک آفریقایی به همین دلیل جان خود را از دست خواهند داد. کودکان از سنین نوزادی تا جوانی موضوع جرایم گوناگون قرار دارند. سرقت نوزادان و فروش آنها و ربودن اطفال برای فروش اعضای مختلف بدن آنان مانند کلیه، قلب وغیره از جرایمی هستند که در کودکان معصوم، قربانیان آن به شمار میروند و متاسفانه این شرایط در کشورهای عقب مانده و جهان سوم به نسبت از ممالک پیشرفته که درآن قوانین جهت حمایت از کودکان و بهره کشی از آنان به حداقل ممکن می رسد اسف بارتر است.[۳۶]

 

مبحث دوم: مسئولیت مدنی

 

همه هم و غم حقوقدانان این است که چگونه روابط موجود در جامعه را به نحوی با هم جمع کند که هیچ کس سبب رنج و ضرر دیگری نشود، ولو در اعمال حق: به عبارتی یک مهندسی اجتماعی که در آن حداکثر حقوق و خواستها با حداقل اصطکاک تعدیل یافته و تضمین گردد.[۳۷] در خصوص ضررهای وارده به افراد حقوقدانان قواعدی را مبنای کار خود قرار داده و بیان داشتهاند که ضرر جبران نشده نباید در اجتماع وجود داشته باشد و برای تضمین عدم اضرار ضمانت اجراهایی را مقرر نمودهاند. همانطور که مسئولیت اخلاقی یا کیفری ضمانت اجرای مهمی در امور اخلاقی یا جنایی است، در حقوق خصوصی نیز مسئولیت مدنی به عنوان یک ضمانت اجرای حقوق فردی از اهمیت شایانی برخوردار است که نقش عظیمی را در تنظیم حقوق افراد و تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی مردم ایفا میکند. بدون مسئولیت، حقوق فاقد جنبۀ عینی خواهد بود و جنبۀ ذهنی دارد. چیزی که به حق بالقوه، حالت فعلیت میبخشد و آن را به طور ملموس در نزد صاحب آن قرار میدهد، چیزی نیست، جز مسئولیت مدنی.
مسئولیت و اقسام آن
۱-۱-تعریف مسئولیت
تعریف لغوی : مسئولیت در لغت به معنی پرسش،مورد سوال واقع شدن و به مفهوم تفکیک وظیفه آمده است.
در فرهنگ معین نیز مسئولیت بدین معنا آمده است : مسئولیت بر وزن مفعولیه،واژه ای است عربی و از نظر دستوری مصدر جعلی بوده و مشتق از سأل،یسال می باشد. و در لغت به معنای موأخذه و باز خواست آمده است و مسئول کسی است که از آن چه بر عهده دارد و مکلف به آن می باشد،مورد باز خواست قرار می گیرد.
مسئولیت در معنای لاتین مترادف عبارتresponsibility قرار می گیرد که از معنای پاسخگو بودن (response ) مشتق می شود. در معنای حقوق مدنی عبارت است از تکلیف قانونی شخص در عدم وارد نمودن ضرر به دیگری به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم.
مسئولیت در معنای فقهی: در معنای فقهی و شرعی نیز مسئولیت مترادف با عبارت ضمان بکار گرفته شده است و کسی را که مسئولیت بر ذمه و عهده او قرار می گیرد مسئول یا ضامن مینامد.
تعریف اصطلاحی مسئولیت : عبارت است از تعهد قانونی شخص به رفع ضرر دیگری که وی بوجود آورده است خواه ناشی از تقصیر خود وی باشد یا از فعالیت او ایجاد شده باشد.
۱-۲- اقسام مسئولیت
۱-۲-۱-مسئولیت حقوقی : مسئولیت حقوقی در لاتین معادل واژه (responsaibilite juridique ) می باشد.
در لغت به معنای مسئولیتی که مأخذ قانونی داشته باشد و در مقابل مسئولیت اخلاقی و دینی استعمال می شود.
۱-۲-۲-مسئولیت اخلاقی :

 

پایان نامه رشته حقوق

تولید تناسب

 

 

 

    • تفکر استراتژیک

 

    • دانش استراتژّیک

 

    • بهرهوری پایدار

 

  • رفتار استاندارد و استراتژیک

 

رقابتپذیری از طریق منابع انسانی
شکل شماره ۴-۲: فلسفه برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی (سلطانی، ۱۳۸۶: ۸۷).
الزامات اساسی مدیریت منابع انسانی
فعالیتهای مدیریت منابع انسانی باید بر نیازهای اساسی زیر تأکید ورزند:

 

عکس مرتبط با منابع انسانی

 

 

    • حمایت از استراتژیها و اهداف سازمانی؛

 

    • تاکید بر برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان؛
جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

    • اتخاذ راهکارهای تبدیل فعالیتهای منابع انسانی به ارزش افزوده و تضمین این راهکارها؛

 

    • تغییر فرهنگ سازمان همسو با اهداف استراتژیک سازمان؛

 

    • کشف و توسعه استعدادهای نهفته کارکنان؛

 

    • طراحی فرآیندهایی که موجب حداکثر شدن میزان مشارکت کارکنان شود؛

 

    • فراهم آوردن فرصتهای ارتقای شغلی برای کارکنان مستعد؛

 

    • تاکید مستمر بر آموزش و توسعه کلیه افرادی که در سازمان مشغول به کار هستند؛

 

    • طراحی، اجرا و مدیریت سیستمهایی برای امکان دسترسی به تجارب مربوط؛

 

    • ارائه آموزشهای حرفهای خاص؛

 

    • جذب نیروی آموزشدیده و ترکیبی مناسب از کارکنان با دانش فنی خاص و مهارتهای گسترده و دیدگاههای مورد نیاز برای تامین نیازهای در حال تغییر سازمان؛

 

  • طراحی، اجرا و مدیریت سیستمهای پاداش و مدیریت عملکرد که موجب ترغیب کارکنان برای همکاری فردی و گروهی در جهت اجرای اولویتهای سازمان و کسب نتایج مورد نظر(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ۴۴-۴۳).

 

مدیریت منابع انسانی برای اطمینانیافتن از اینکه منابع انسانی در راه بهرهمندی افراد، سازمان و جامعه بهگونهای اثربخش و عادلانه به کار گرفته میشود، چهار وظیفه و فعالیت اصلی را بر عهده دارد که عبارتند از: جذب و استخدام نیروی انسانی مورد نیاز، آموزش و بهسازی کارکنان، حفظ و نگهداری منابع انسانی و نهایتاً کاربرد و استفاده اثربخش از منابع انسانی است.
نگرش عمومی مدیریت منابع انسانی
نگرش عمومی مدیریت منابع انسانی که همانند بسیاری دیگر از مفاهیم و ابعاد اندیشه مدیریت مبتنی بر نظریههای اندیشمندان آمریکایی است (۳)، نظام منابع انسانی سازمان را (شکل ۱) به صورت سیستم اصلی مرکب از چهار سامانه (سیستم) فرعی، تحت تاثیر محیط پویا، قوانین و مقررات دولتی، بازیگران روابط کار و اندیشههای مدیریتی و صنعتی برآمده از صنعت، جامه و دانشگاه (شکل ۲) مینگرد (۱).

شکل ۵-۲٫ چهار سامانه فرعی نظام مدیریت منابع انسانی (فتح آبادی، ۱۳۷۳: ۶۸)
شکل ۶-۲- عوامل اثرگذار بر مدیریت منابع انسانی سازمان (فتح آبادی. ۱۳۷۳: ۶۹)
فرایند مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی به عنوان فرایند “جذب، آموزش، به کارگیری و نگهداشت نیروی کار مستعد به منظور تحقق هدفها، مأموریتها و استراتژیهای سازمان تعریف می شود” (Verheul, 2002, 440).
الگوهای مدیریت منابع انسانی به دو دسته کلی تقسیم میشوند: ۱٫ الگوهایی که بر ارتقای سطح تعهد کارکنان تمرکز دارند ۲٫ الگوهایی که میزان کنترل مدیران و مالکان را بر کارکنان و فرایندهای تولید افزایش میدهند (Boselie, 2002, 45).
فرایندهای کسب و کار مربوط به منابع انسانی میتواند به دو سطح فرایندهای عملیاتی و فرایندهای کنترل مدیریتی طبقهبندی شود (جدول ۱-۲ را ببینید). فرایندهای سطح عملیاتی شامل ایجاد و نگهداری مشاغل، اجرای فرایند انتخاب و بهکارگماری متقاضیان کار میباشد. سایر فعالیتهای مهم در سطح عملیاتی شامل تهیه گزارشهای دولتی، مدیریت حقوق و دستمزد و مدیریت عملکرد است (Schultheis and Sumner, 1998).
جدول ۱-۲: فرایندهای کسب و کار مربوط به منابع انسانی (مری، ۱۳۸۷: ۱۹۸)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۵ـ ما+ فعل ماضی+ حتی «فَما أنطَقَ مادِحَهُ حَتَّی أسکَتَهُ» (خطبه:۴۴)
«هنوز ثناخوان به مداحی او برنخاسته بود که او را ساکت کرد»
۶-«حتَّی الآن» و «إلی‌الآن»
همواره:
فعل ناقص «مازال، لم‌یزل» «ولکِنَّهُ إلهٌ واحِدٌ کما وَصَفَ نَفْسَهُ؛ لایُضادُّهُ فی مُلْکِهِ أحَدٌ، و لایَزولُ أبَداً وَ لَمْ یَزَلْ» (نامه‌ی: ۳۱)
«ولیکن خدا، خدایی است یگانه، همان گونه که خود توصیف کرد، هیچ کس در مملکت داری او نزاعی ندارد، نابود شدنی نیست و همواره بوده است»
ناگهان
۱ـ «اذ» فجائیه که بعد از ظرف «بَینا» و «بینما» واقع می‌شود. «بینما خرجت من الدار إذ رأیت اسد فی الطریق» «از خانه که خارج شدم ناگهان در راه شیری دیدم»
۲ـ «اذا» فجائیه که بر جمله‌ی اسمیه واردمی‌شود. «فَاَلْقیا عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُّبِین» (اعراف:۱۰۷) «سپس موسی عصایش را بیافکند که ناگهان اژدهایی بزرگ شد»
۳ـ کلمات «فجاهً» و «بَغْتَهً» «فَیَأتِیَهُم بَغْتَهً وَ هُمْ لایَشْعُرُون» (شعراء: ۲۰۲)
«ناگهان به سراغشان میآید در حالی که ایمان ندارند»
به زودی:
۱ـ فعل «یوشِکُ» که دلالت بر نزدیکی وقوع فعل دارد گاهی اوقات معنی «به‌زودی، اخیراً، تازگی» می‌دهد. «فَإنَّ النَّاس یُوشِکُ أنْ یَنْقَطِعَ بِِهِِمُ الأمَلُ و یُرْهِقَهُمُ الأجَلُ» (خطبه:۱۸۳).
«زیرا ناگهان آرزوهای مردم قطع شده و مرگ آنها را در کام خود میکشد»
۲ـ حروف «لیس» و «سوف» که بر فعل مضارع قرارمی‌گیرند. «.. فَلَسوفَ تَعلَمون..» (شعرا:۴۹)
«به زودی خواهید دانست »
۳ـ تعابیری مانند «قریباً، عن قریب، مندُ عهد قریب. . .»
فوراً:
۱ـ لم یلبَثْ (مالَبث) + ان + فعل ماضی «فَمَا لَبِِثَ أَن جَآءَ بِعِجْلٍ حَنِیذ» (هود:۶۹)
«طولی نکشید که گوسالهی بریانی آورد»
۲ـ «حالاً» که حال منصوب است.
۳ـ «عاجلاً» که نائب ظرف زمان است.
۴ـ تعابیری مانند: «من فوره، علی‌الفور، دون تأخیر، بالوقفه و. . .»
علاوه بر تعابیر و مترادفات لغوی بسیاری که در رابطه با قید زمان وجوددارد، از نظر نحوی، مفعول‌فیه‌هایی که معنای زمانی دارند نیز در مجموعه‌ی قیدهای زمان قرارمی‌گیرند.

 

۳-۲ قید مکان

 

قیدی است که مکان وقوع فعل را بیان‌می‌کند و شامل دو نوع است. نوع اول آن دسته از ظروفی است که مبهم هستند و احتیاج به مضاف‌الیهی دارند تا ابهامشان برطرف گردد. نوع دوم قیودی است که بر مکان‌های خاص دلالت می‌کند. معادل قیدهای مکانی مبهم همان جهات مختلف است که در عربی ظرف خوانده می‌شود.
بالا:
۱ـ فوق «وَ بَنَیْنا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدَاداً» (نباء: ۱۲)
«و بر فراز شما هفت (آسمان) محکم بنا نهادیم»
پایین، زیر:
«إِذ أَنتُم بِالعُدوَهِ الدُّنیا وَ هُمْ بالعُدْوَهِ القُصوَیا والرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنکُمْ» (انفال: ۴۲)
«در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید و آنها در طرف بالا و کاروان پایینتر از شما بود»
۲ـ تحت، أسفَل «جنّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهار» (حدید: ۱۲)
«باغهایی از بهشت که نهرها زیر درختان آن جاری است»
راست و چپ:
۳ـ یاسر، شِمال، یمین «وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الیَمینِ و ذَاتَ الشِّمال» (کهف:۱۸)
«در حالی که در خواب فرو رفته بودند و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم»
جلو:
۴- أمامَ، إزاءَ، مقابل «وَاعْلَمْ أنَّ أمامَکَ طَرِیقاً ذا مسافَهٍ بَعیدَهٍ» (نامه: ۳۱)
«بدان راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش روی داری»
پشت:
۵- خَلْف، وَراء «لَّایأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ و لَا مِن خَلْفِهِ» (فصلت: ۴۲)
«که هیچ گونه باطلی، نه ازپیش رو و نه از پشت سر به سراغ آن میآید»
۶ـ برخی اسماء شرط نیز مانند: «حیثُما، أینَما، أینَ، أنّی، کلما» معنای قیدی دارند.
«أَینَمَا تَکُونُوا یُدرِککُّمُ المَوتُ» (النساء: ۷۸(. «هر کجا باشید مرگ را درک میکنید»
«و هُوَ مَعَکُمْ أیْنَ ماکُنْتُم» (حدید: ۴) «و هر کجا باشید او با شماست»
«حَیثُما أقبَلَت أقبَلَ عَلَیها» (خطبه:۱۰۹) «هر طرف برگردد او نیز میگردد»
نوع اول از ظرف مکان مانند:
۱-«أَیُهاالنّاسُ، الزُّهادهُقِصَرُالأمَلِ، والشُّکرُ عِندَ النِّعَم» (خطبه:۸۱)
«‌ای مردم یعنی کوتاه کردن آرزو و شکرگزاری به هنگام نعمتها»
۲- «فَقُتِلَ عُبَیدَهُ بنُ حارِثِ یَومَ بَدرٍ» (نامه:۹)
«عبیده بن حارث در جنگ بدر کشته شد»

 

۳-۳ قید مقدار

 

قیدی است که بیان‌گر کیفیت و چگونگی عامل خود است و معادلات آن عبارت است از:
۱ـ صفاتی که نایب مفعول‌مطلق هستند
«اُذکُروا اللهََ کثیراً» (انفال:۴۵) «خداوند را بسیار یاد کنید»
۲ـ «کل» و «بعض» که مضاف به مصدر هستند و از مفعول‌مطلق نیابت می‌کنند. «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ المَیلِ» (نساء:۱۲۹) «ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید»
۳ـ اسم تفضیل مضاف به مصدر که نایب مفعول‌مطلق است. «کان یخاف أخی من الفأر أشَدَّ الخوف فی الطّفوله»

فرداست تیغ قهر بر آهیختست باز
(۲۹۳، ۷)

 

 

دامان کوه اضافه‌ی استعاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچه در رخسار گل آبست در شمع آتش است عندلیب گر نمی‌خوانند رو پروانه باش
(۳۵۱، ۴)

 

رخسار گل اضافه‌ی استعاری
موارد دیگر ر.ک (۱۲۳، ۷) (۱۴۷، ۴) (۱۵۴، ۱) (۱۶۳، ۷) (۱۶۴، ۱۰) (۱۷۲، ۸) (۱۸۵، ۱۲) (۱۸۷، ۴) (۱۹۲، ۱) (۲۳۱، ۶) (۲۳۲، ۵) (۲۳۷، ۴) (۲۳۷، ۶) (۲۴۱، ۵) (۲۴۱،‌ ۸ ) (۲۴۹،‌ ۴) (۲۵۱، ۹) (۲۵۸، ۵) (۲۵۹، ۶) (۲۶۶، ۲) (۲۷۱، ۱)(۲۷۶، ۱) (۲۷۶، ۱۰) و …

 

فصل پنجم

 

 

کنایه

 

 

۵-۱٫ کنایه

 

چهارمین قسمت از صور خیال سنتی کنایه است. کنایه آوردن سخنی است با دو معنی دور و نزدیک که منظور اصلی شاعر معنی دور است هر چند هر دو معنی (دور و نزدیک) لازم و ملزوم هم هستند. «کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند؛ پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار بندد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل گردد؛ چنانکه بگویند «پخته‌خواری» به معنی مردم تنبلی که از دسترنج آماده‌ی دیگران استفاده می‌کنند.» (همایی، ۱۳۷۳: ۲۵۵).
«کنایه در لغت به معنی ترک تصریح است… و در اصطلاح اطلاق می‌شود بر دو معنی:
الف) ذکر ملزوم و اراده‌ی لازم یا ذکر لازم و اراده‌ی ملزوم
ب) لفظی که اراده شود از آن لازم معنی اصلی اشیاء جواز اراده‌ی معنی اصلی در حین اراده‌ی لازم مانند طویل النجاد که در اصل به معنی کسی که بند شمشیرش بلند است لکن از این لفظ طول قامت را که لازم معنی اصلی؛ یعنی، بلند بند شمشیر است اراده کنند.» (رجایی، ۱۳۷۹: ۳۲۴).
«کنایه دوری از تصریح به چیزی است با آوردن مساوی آن چیز از نظر ملازمت تا شنونده به ملزوم آن منتقل شود.» (عفیفی، ۱۳۷۶: ۲۰).

 

۵-۲٫ انواع کنایه

 

کنایه را از چند منظر می‌توان تقسیم‌بندی کرد که مهم‌ترین آنها دو نوع تقسیم است:
الف) کنایه بر پایه‌ی وسائط (به لحاظ وضوح و خفا وسائط).
ب) کنایه بر پایه‌ی مکنّیٌ عنه.

 

۵-۳٫ گونه‌های کنایه بر پایه‌ی وسائط

 

کنایه بر پایه‌ی وسائط بر چهار نوع است: ۱- تلویح ۲- ایماء ۳- رمز ۴- تعریض

 

 

  1. تلویح:«کنایه‌ای است که ربط میان لازم و ملزوم بسیار دور از ذهن است مانند: در خانه‌اش باز است در وهله‌ی اوّل یعنی رفت و آمد فراوان و مهمان داشتن است و مهمان فراوان داشتن کنایه از بخشندگی. این کلمه که به معنی اشاره به دور است اصطلاحاً به کنایه‌ای اطلاق می‌شود که وسائط میان لازم و ملزوم بسیار دور باشد مثلاً در عبارت کثیرالرماد در مفهوم مرد بخشنده و کسی که سفره‌ی ضیافتش گسترده و بخشش فراوان است ذهن ما نخست باید از زیادی خاکستر آشپزخانه بر زیادی سوخت و مصرف منتقل ‌شود آنگاه از این موضوع به فراوانی اغذیه و اطعمه و از آن پس به وجود مهمان بیشتر و سرانجام به مهمان‌نوازی و کرم شخص منتقل می‌گردد.» (تجلیل، ۱۳۷۰: ۸۵). این نوع کنایه در غزلیات نظیری نیشابوری از بسامد بالایی برخوردار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خرمن به باد رفت در این دشت پر فریب مرغی نسود گوشه‌ی بالی به دام ما
(۳۱، ۶)

 

خرمن به باد رفتن کنایه‌ی تلویح به معنی از دست دادن ثروت است و مفلس بودن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر فرد گشته حاکم این ملک غیر تو ناکرده گرم جا، زده کوس رحیل را
(۲۹، ۶)

 

کوس رحیل زدن کنایه از مردن، ناکرده گرم جا: کنایه از توقف کوتاه